Translate

۱۳۹۴ بهمن ۲, جمعه

کودک و حقوق بشر و(( آزار))


كودك و حقوق خانواده

در حالیکه حقوق کودکان بخشی ازحقوق بشر محسوب می‌شود، کودکان در ساختار حقوق خانواده در ایران، از حمایت مناسب حقوقی برخوردار نیستند.


در نظام‌های اجتماعی امروزی بر کسی پوشیده نیست که حقوق خانواده تاثیر مستقیم و بسیار بارزی بر سرنوشت انسانی خواهد داشت و در تقسیم بندی‌های حقوقی، حقوق خانواده از جمله حقوق بارز انسانی محسوب می‌گردند . اداره بهتر جامعه و ایفای وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی قانون را به مشارکت در این بخش جلب نموده است. کشمکش قانون با ساختارهای نابرابر، اجتماعی و فرهنگی در خانواده می‌تواند سبب تحولات موثری بر سرنوشت کودکان بشود. حضورکودکان در خانواده در زمانی که ازنظر سنی یا جسمی به خوبی قادربه اداره خود  نیستند، وبه مراقبت‌های شایسته و متعددی نیاز دارند، حقوق و مسوولیت‌های مختلفی برای اعضای خانواده ایجاد خواهند نمود. ازاین رو این عرصه نباید از برخورد قانون در مسیر تامین منافع و حقوق کودکان مصون باشد، البته مداخله همواره باید در مسیر بهبود شرایط و حمایت از حقوق برابر و تضمین حقوق کودکان باشد ولی تجربه نشان می‌دهد که در جوامع مختلف به ویژه مذهبی همواره قانون مسیر متفاوتی از منافع واقعی اعضاء آن به ویژه کودکان را طی می‌نماید.
 نظام حقوقی خانواده در ایران متاثر است از دو بخش مهم مذهب و فرهنگ. این دو از یک طرف از جمله  منابع سازنده حقوق و نظام اجتماعی و فرهنگی جاری در جامعه در زمان حال محسوب می‌گردند و از سویی دیگرچون این دو عنصر مهم تحولات محدودی را تجربه کرده‌اند و در ساختار سنتی خود در جامعه ایرانی راکد باقی مانده‌اند از این رو  بهره زیادی از حمایت‌های مدرن وپیشرفت‌های حقوقی نبرده‌اند. چرا که نظام حقوق خانواده همواره سنتی ترین شکل و محافظه کارانه ترین ساختار خود را حفظ نموده است. سوال مهمی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا این ساختار محفوظ مانده است و تغییرات بسیار ناچیزی با خود همرا داشته است؟ نتیجه حفظ این سازمان چه حقوقی از کودکان سلب خواهد شد؟ برای پاسخ به پرسش‌های طرح شده باید ساختار نظام خانواده در بخش هایی که با کودکان اشتراک منافع دارند را ببینیم.
 
۱.  نابرابری بین پدر و مادر
تولد کودک در خانواده تنها انحصار انتخاب نام فامیل پدر را به همراه ندارد، بلکه این نقطه آغازی است تا او تنوع نابرابری ها را ازدرون خانواده تجربه کند. همان‌طور که کودک نمی‌تواند نام فامیل مادر را برگزیند، تابعیت پدر را بدست می‌آورد و نمی‌تواند تابعیت مادر در صورتی که با پدر متفاوت باشد را اختیار نماید. این اساس بوسیله ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی و ماده ۵۱ قانون حمایت خانواده و بر مبنای نابرابری بین پدر و مادرو در واقع بنا بر اصل نا برابری زن و مرد در جامعه ایرانی مبنا گذاشته شده است. البته اخیرا خبرهایی می‌رسد که برخی از نمایندگان مجلس در صدد تغییر این قانون نا عادلانه و سنتی برآمده‌اند که با مخالفت نهایی مجاس مواجه شده است.
نابرابری‌های بین پدر ومادر کودک به این موارد ناچیز منحصر نمی‌گردد، او مجبور است ساختار پدر سالار مورد حمایت اجتماع و حقوق موضوعه را تجربه نماید، چون مادر کودک قادر نخواهد بود برای فرزندش مالی را خریداری کرده و خودشان‌را به وی اختصاص دهد، و حتی نمی‌تواند هدیه‌ای که مال غیر منقول باشد را ازطرف کودکش بپذیرد و سند و قرارداد آنرا از جانب کودک صغیرش امضاء نماید، در همه این موارد می‌تواند از پدر بخواهد تا در صورت تمایل اقدام قانونی را بعمل اورد، و همین پدر اختیار فروش همه آن اموال را از جانب کودک خواهد داشت ولازم نخواهد بود که به مادر کودک و یا نهادها و سازمانها حساب پس بدهد.(۱۱۸۳ - درکلیه امور مربوط به اموال وحقوق مالی مولی علیه ولی نماینده قانونی اومی باشد.) از این ماجرا که بیشتر مربوط به خانواده‌های متمول است که بگذریم، کودک درقوانین خانواده در کشورمان شبیه مالی می‌ماند که متعلق به پدر است و او می‌تواند حتی وی را بکشد و مجازات نشود، اما مادر در صورت این عمل اعدام خواهد شد( ماده۳۰۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲). اگر کسی به حقوق این کودک تعرضی نماید و نیاز به تعقیب قضایی باشد این پدر کودک است که ولایت نسبت به کودک دارد و این ولایت اختیار بسیار وسیعی را برای او ایجاد می‌نماید که هیچگاه همه این اختیارات به مادر نخواهد رسید حتی در فرض فوت پدر و نصب مادر به عنوان قیم در نبود پدر بزرگ پدری کودک . یعنی مادر کمتر از پدر بزرگ پدری کودک در نهاد خانواده نسبت به کودکی که خود بدنیا آورده است اختیار حقوقی خواهد داشت. پدر و پدر بزرگ بر مبنای ولایت قهری که نسبت به کودک دارند، حتی می‌توانند بر اساس مفاد ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در هر سنی کودک را به ازدواج هر کسی در آورند.
 
۲.  تربیت و سرپرستی کودک
در تربیت و سرپرستی کودکان  تا زمانی‌که پدر و مادر با یکدیگر زندگی می‌نمایند تفاوت فاحشی بین آنها منحصرا در باره نگهداری کودک و تربیت او دیده نمی‌شود. این اتفاق تا زمانی حاکم است که موضوع جدایی بین آنها مطرح نشده باشد، همین که اختلافی بین آنها روی داد، اولین اتفاقی که رخ می‌دهد این است که مادر حق سرپرستی را برای کودکان ۷ ساله و بالاتر از دست می‌دهد و تنها در صورت عدم صلاحیت پدر او اولویت نگهداری کودک خود راخواهد داشت،( ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی). از این موضوع که بگذریم در فرض فقدان سرپرستی مناسب برای کودکان در جامعه شاهد قوانین حمایتی لازم برای تامین سرپرست برای جایگزینی والدین نیستیم. کودکان در چنین شرایطی با حالت بی سرپرستی روبرو می‌شوند و به سادگی ممکن است جذب گروه‌های بزهکار شوند و یا در دام‌های مختلف تبهکاری بیافتند. با وجود انکه در جامعه سازمان‌های حمایتی  نظیر سازمان بهزیستی بنیاد شده است، اما این سازمان و برخی سازمانهای نظیر آن مانند کمیته امداد برنامه حمایتی برای کودکان در شرایط بد سرپرستی و بی سرپرستی ندارند. در موردی که شخصا کودکی که مورد آزار خانواده‌اش بود را به پلیس و سپس به یکی از خوابگاه‌های سازمان بهزیستی معرفی کردم از من حکم دادستانی را برای نگهداری او طلب نمودند و مجبور شدم دستور معاون دادستان را ارائه کنم تا وی در آنجا موقتا نگهداری شود.
 
۳. حمایت مالی کودکان
اگر چه از نظر فرهنگی جامعه ایران یکی از جوامعی است که حمایت از کودکان در آن بسیار توصیه می‌گردد و بین خانواده‌ها رواج دارد، اما زمانی که کودکی در معرض فقر اقتصادی قرار می‌گیرد، و خانواده او دچار آسیب‌های اجتماعی می‌شود، و نوبت به دولت و سازمان‌های حمایت گر کودکان می‌رسد، موضوع در ساختار مناسب قانونی قرار نمی‌گیرد، و کودک در معرض آسیب‌های بیشتری قرار می‌گیرد. افزایش چشم گیر کودکان کار و خیابان در سال‌های اخیر( بر اساس آمارهای وزارت رفاه اجتماعی) حکایت از عدم توجه به شرایط اقتصادی کودکان در معرض آسیب دارد.
 
۴.  کودک آزاری در خانواده و عدم کارایی لازم مقررات موجود.
بر اساس موازین حقوق خانواده در ایران ( ماده ۱۱۷۹قانون مدنی) که بر اساس بند ماه ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی و ماده ۷ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱ که این موضوع را تصدیق می‌نماید، کودک آزاری والدین در خانواده نسبت به کودکان تا حدی مشروع شناخته شده است. میزان و حدود این نوع کودک آزاری در قانون به روشنی بیان نگردیده است و در آن ابهام جدی وجود دارد، اما یقینا تنبیهات بدنی و روحی را شامل می‌گردد. براساس تجربه موجود، تا زمانیکه جراحات سنگین به کودکان وارد نگردد که نیاز به درمان خارج از خانواده باشد، انواع کودک آزاری ها پنهان می‌ماند و حمایتی از سوی دستگاه قضایی نسبت به کودکان اعمال نمی‌شود.
بنابراین،  در حالیکه حقوق کودکان بخشی ازحقوق بشر محسوب می‌شوند، با توجه به مطالب بالا که پاره ای از مجموعه مقررات ناظر بر حقوق کودک در ساختار خانواده در ایران را نشان می‌دهد، کودکان در ساختار حقوق خانواده از حمایت مناسب حقوقی برخوردار نیستند. حقوق کودکان دست خوش آمیزه‌های سنتی، فرهنگی و مذهبی پدرسالارانه قرار دارد. برای رهایی از این شرایط ضرورت دارد تا چترقانون به صورت برابر و بدون تبعیض بین والدین وبه نفع همه کودکان همه شرایط را در بربگیرد. بدون توجه به این مهم آینده مناسبی برای کودکان شاهد نخواهیم بود

صبح بدون تحریم در ایران هیچ فرقی با دیگر روزها نداشت

اولین روز بدون تحریم همان‌ آش بود و همان کاسه، راننده بد اخلاق تاکسی، چهره عبوس مردم و نگرانی پدر از شرمندگی خانواده در آخرین روزهای ماه.


بی تعارف ایرانِ بدون تحریم برای مردم کمترین اهمیتی نداشت. صبح یکشنبه هیچ فرقی با یکشنبه‌های روحانی و حتی یکشنبه‌های احمدی‌نژاد نداشت. اما نه، یک فرق بسیار بزرگ داشته باشد شاید و آن هم اینکه در دوران احمدی‌نژاد و مدت زمان مذاکرات هسته‌ای همه به امید روزهای آفتابی در اقتصاد کشور و معیشت خانوار ایام سپری می‌کردند اما از روز توافق دیگر امیدی وجود ندارد؛ وجود ندارد چون دولتی‌ها به یک‌باره از بی‌تاثیری رفع تحریم‌ها بر اقتصاد در کوتاه مدت سخن گفتند و همین چند روز پیش بانک مرکزی گزارش منتشر کرد که نشان می‌داد سبد مصرفی مواد خوراکی مردم شامل ۱۵ ماده خوراکی اصلی نشان می‌دهد که خانوارهای شهری در ۸ ساله دولت قبل به طور میانگین هر سال ۸۲.۴ کیلوگرم از این ۱۵ نوع ماده غذایی مصرف می‌کردند که در ۲ سال اخیر به ۶۴ کیلوگرم کاهش یافته است.
این یعنی رنگ باختن حنای روحانی پیش مردم و نزدیک شدن دولت تدبیر و امید به ثبت اولین دولت چهارساله در ایران. شاید دولتی‌ها با هیاهو به دنبال پررنگ جلوه دادن دستاوردهای حداقلی دولت روحانی باشند اما مردم با گوشت و پوست خود سختی‌ها را لمس می کنند. دلار ۳۶۰۰ تومانی ، برنج ۱۲ هزار تومانی، گوشت ۳۵ هزار تومانی و نان ۱۵۰۰ تومانی حقیقت این روزهای اقتصاد ایران است که معیشت مردم را زمین‌گیر کرده است.
سیاه‌نمایی نیست، نگاهی به آمارهای هفته گذشته بانک مرکزی بیاندازیم:‌‌
گزارش این بانک از سبد مصرفی مواد خوراکی مردم شامل ۱۵ ماده خوراکی اصلی نشان می‌دهد که خانوارهای شهری در ۸ ساله دولت قبل به طور میانگین هر سال ۸۲.۴ کیلوگرم از این ۱۵ نوع ماده غذایی مصرف می‌کردند که در ۲ سال اخیر به ۶۴ کیلوگرم کاهش یافته است.
مطابق آمار بانک مرکزی، میانگین سالانه مصرف گوشت قرمز از ۵۲٫۵ کیلوگرم در دولت قبل به ۴۱ کیلو در دولت فعلی، گوشت پرندگان از ۹۱.۵ کیلوگرم به ۸۷ کیلوگرم، ماهی از ۱۷ کیلوگرم به ۱۳ کیلوگرم و تخم مرغ از ۳۸ کیلوگرم به ۳۶ کیلوگرم کاهش یافته است.
این واقعیت این روزهای اقتصاد خانوار است؛ واقعیتی که مردم را به برداشته شدن تحریم‌ها بی‌تفاوت می‌کند و صبح بدون تحریم بدون هیچ لبخند و پایکوبی آغاز می‌شود.

۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

به قلم و تفکر از کتاب مقدس ابراهیم فیروزی ( زندانی مسیحی)

به امید آرادیِ تو برادرِ ایماندارو مبشر



شفا در اطاعت است
لوقا باب 4 آیه 27(بسا ابرسان در اسرائیل بودند در ایام الیشع نبی و احدی از ایشان طاهر نگشت جز نوقمان سوریانی)
مسیح در این آیه اشاره به دوم پادشاهان باب5 دارد که چگونگی شفا یافتن نقمان به علت اطاعت از کلام نبی را شرح میدهد و امروز نیز برای ما مسیحیان شفا یافتن در آموختن نکاتی است که در روایت نقمان وجود دارد.دوم پادشاهان باب 5 از نقمان,سردار لشکر پادشاه ارام صحبت میکند که همسر او کنیزی یهودی داشت.نقمان از بیماری برس رنج میبرد روزی همسرش گفت که کنیزم میگوید پیامبری در سامره هست که میتواند شفا دهد نقمان حرف همسرش را درست متوجه نشد و به نزد پادشاه ارام رفت و پادشاه نیز نامه ای حکومتی برای پادشاه سامره نوشت و به دست نقمان داد.
نقمان به همراه هدایای بسیار به سوی کاخ پادشاهی رفت تا شفایش را دریافت کند غافل از اینکه کنیز یهودی به او گفته بود که نبی ای در سامره هست که میتواند آقایم را شفا دهد اما نقمان که خود در دستگاه حکومتی فعال بود و راه و روش سیاسی را یاد گرفته بود از طریقی اقدام کرد که صحیح نبود.
تا اینجا دو نکته برای ما قابل تامل است اول آنکه کنیزی دلش به حال نقمان سوخت و برای شفایش راه الهی را نشانش داده بود کارمند نقمان نبود بلکه توسط خود نقمان در جنگ اسیر شده و او را از خانه و خانواده اش دور کرده بود و به قول امروزی از وی بهره کشی میکرد اما آن کنیز آرزوی مرگ دشمنش را نکرد بلکه در پی شفای الهی او بود و این محبت کردن درسی است که برای ما مسیحیان نیز بسیار کاربرد دارد زیرا ما نیز نقمان یا نقمان هایی را در زندگی داشته یا داریم که روند عادی زندگی مان را مختل میکند اما الگویی که کلام خدا به ما نشان میدهد تلاش در جهت شفای الهی نقمان های زندگی مان است زیرا در ادامه خواهیم دید که چگونه با تیز هوشی یک کنیز نام خدای اسرائیل جلال میابد.نکته دوم عمل کرد اشتباه نقمان است کنیز او را به سوی نبی راهنمایی کرده بود اما آن بجای آنکه به گفته ی کنیز عمل کند با توجه به طرز فکر سیاسی و از پیش تعیین شده اش بار و بندیل سفر به کاخ پادشاهی را بست رفتن نقمان به کاخ پادشاه سامره علاوه بر اینکه تاثیر مثبت بر شفایش نداشت چیزی نمانده بود که بذر جنگ را در اسرائیل و ارام بپاشد زیرا پادشاه ارام در نامه ای که به نقمان داده بود خواسته بود که نقمان را شفا دهد و پادشاه اسرائیل نیز که از موضوع بی اطلاع بود در آیه 7 چنین میگوید(آیا من خدا هستم که بمیرانم و زنده کنم که این شخص را نزد من فرستاده است تا شفا بخشم؟پس بدانید و ببینید که او بهانه جویی از من میکند)
پادشاه اسرائیل چون خیال میکرد که توانایی شفا بخشی ندارد اینچنین پادشاه ارام میخواهد که از او بهانه جویی کند و وارد جنگ بشود نقمان و هر دو پادشاه چون در مقام سیاسی بودند و با راه و روش خودشان خو گرفته بودند سعی داشتند با روش های سیاسی به موضوع نگاه کنند بدون اینکه کمترین توجه به گفتار آن کنیز که معادلش مسیحیان امروز می باشند کنند.توجه داشته باشد که کنیز در باب 5 آیه 3 چنین گفت:کاش که آقایم در حضور نبی ای که در سامره است می بود که او را از برسش شفا میداد.
اگر من و شمای مسیحی امروز مانند نقمان دچار یک سختی هستیم و به هر دری که میزنیم گره ای از کارمان باز نمیشود دلیلش این است که به درب اصلی مراجعه نمیکنیم خداوند خادمین مختلفی را برای شفای من و شما در کلیسایش به خدمت گمارده اما از آن شخصی که پیشینه,مقام یا شهرتش باعث شود مانند نقمان عمل کند و راه خطا و بی نتیجه را در پیش بگیرد.وقتی الیشع,یعنی همان نبی ای که مورد نظر کنیز بود از این واقعه با خبر شد پیغام فرستاد تا نقمان به نزد او برود.
الیشع از موقعیت اجتماعی نقمان با خبر بود اما در خانه خود نشست و برای نقمان که با ملازمانش که پشت درب خانه ایستاده بودند در آیه 10 اینچنین پیغام فرستاد که(برو و در اردن 7مرتبه شستشو نما و گوشتت به تو برگشته,طاهر خواهی شد)
راه شفای نقمان بسیار ساده بود فقط کافی بود به روشی که نبی به او گفته بود عمل میکرد اما نقمان خود را جایی بالاتر از نبی خدا میدانست.انتظار داشت که الیشع به استقبالش برود و با دست کشیدن بر بدن او وی را شفا دهد نقمان خیال میکرد استحمام راه شفایش است و نبی او را به آنجا کشانده تا همین را به او بگوید.دست به مقایسه با امر نبی با تصورات خودش زد و در آیه 12 چنین گفت (آیا عبانه و فرفر,نهر های دمشق از جمیع آب های اسرائیل بهتر نیست؟آیا در آنها شستشو نکنم تا طاهر شوم؟پس برگشته و با خشم رفت)
به تجاریتان رجوع کنید آیا تا کنون از نصیحت یا تنبیه پدرانه خادمین خدا که دلسوز من و شما هستند ناراحت شده اید؟آیا در چنین مواقعی احساس نکرده اید که یا روش روش پیشنهادی خادمین خدا سطحی است یا خود شما عالم تر هستید؟اگر اینگونه هست پس چرا هنوز در مشکلات زندگی سر در گم هستید؟این را بدانید که برای حل هر مشکلی نیاز به انجام کارهای فوق طبیعی از جانب خادمین خدا نیست نقمان رودخانه های شهر خود را بهتر از رود اردن میدانست اگر من و شمای مسیحی نیز بجای اطاعت از امر صریح خادمین امین خدا عصبانی شویم و به داشته ها و به دانش خود اتکا کنیم بدون شک شفا نخواهیم یافت زیرا اگر داشته ها و به اصطلاح رودهایمان بهتر از رودهای خادمین امین است پس چرا هنوز شفا نیافته ایم؟در نهایت همراهانش نقمان را راضی کردند که از گفتار نبی اطاعت کند و آیه 14 میگوید(به موجب کلام مرد خدا طاهر شد)
و نقمان در آیه 15 اعلام کرد که جز در اسرائیل در هیچ کجای جهان خدا حضور ندارد عیسای خداوند و قتی مردم کلام او را قبول نکردند مثال نقمان را برایشان زد زیرا این روایت به ما میفهماند فارغ از هر طبقه اجتماعی که هستیم اطاعت از امر خداست که میتواند مرض های زندگی مان را شفا دهد و خدانود نیز از طریق خادمینش با ما سخن میگوید هرچند گاهی راه کار هایی که خادمین خدا ارائه میدهند برایمان تعجب آور است اما فقط با اطاعت از کلام خدا که به واسطه خادمینش بیان میشود زندگی مان شفا میابد و مانند نقمان که معنی نامش (صاحب نعمت) است ازبرکات و نعمات الهی سرشار میشویم.امین
ابراهیم فیروزی
14/8/1394

ما خواستار آزادی ابراهیم فیروزی هستیم

فراخوان تجمع اعتراضی حامیان زندانیان مسیحی، عقیدتی و سیاسی در زندانهای حکومت اسلامی ایران 
زمان: شنبه 23 ژانویه 2016 برابر با 3 بهمن 1394 از ساعت 12:00 الی 13:00
(23 januari 2016 kl 12:00- 13:00)
مکان: میدان سرگل استکهلم سوئد
با شادباش آزادی کشیش سعید عابدینی از زندان حکومت اسلامی و آرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران
(Sergelstorget, Stockholm, Sverige) 
Kristna demonstration på Sergelstorget.

Vi protesterar mot att fängsla kristna och politiska aktivister i Iran.






۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

اتحاد در مسیح



متی گفت... بدن مقتدر و در کل غیر قابل تقسیم عیسی مسیح ؛ یعنی اجتماع مقدسین؛ نه تقسیم می شود ؛و نه در واقع می تواند تقسیم شود
کلیسا به خاطر اتحاد ابدی و تغییر ناپذیرش؛ کُلا به اتحاد خدا و عیسی مسیح خداوند و روح القدس او وابسته است
خود عیسی مسیح است که با پدر و روح القدس همیشه در کلیسایش و در هر بخش بسیار نا چیز آن ساکن است و تمام بخشهای آن را متحد می کند؛ حیات می بخشد و حمایت می نماید.
بسیاری از کسانی که با هم در یگانگی زندگی عیسی مقید هستند ؛ دور هم جمع می شوند؛ و با رشته های یک محبت پر شور متحد می گردند

تنها مسیح سَرِ شایسته کلیساست. کلیسا نیاز به هیچ کس دیگری ندارد.کلیسا متشکل ازاتحادش است.کلا پایه و اساس اتحاد حقیقی باید در مســـیح باشد.

بنابر این اتحاد مسیحی تنها اتحاد الهی است در یوحنا 14

و من از پدر خواهم خواست و او مدافعیدیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، 17یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود.
18«شما را بی‌کس نمی‌گذارم؛ نزد شما می‌آیم. 19پس از اندک زمانی جهان دیگر مرا نخواهد دید، امّا شما خواهید دید، و چون من زنده‌ام، شما نیز خواهید زیست. 20در آن روز، خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.
((اتحاد هر فرد مسیحی با پدر و پسردرپدر و پسر میباشد. این اتحاد بواسطه فیض عظیم
* تسلی دهنده؛که روح القدس است* ایجاد می شود))
هدف اصلی و موضوع مهم عطایای روح القدس ایجاد اتحاد الهی است 
در کتاب مقدس واضح نقل قول شده است
افسسیان 3
16و دعا می‌کنم که بر حسب غنای جلال خود به شما عطا فرماید که در انسانِ باطنیِ خویش به مدد روح او قوی و نیرومند شوید، 17تا مسیح به واسطۀ ایمان در دلهای شما ساکن شود، و در محبت ریشه دوانیده، استوار گردید، 18تا توان آن بیابید که با همۀ مقدسین، به درازا و پهنا و ژرفا و بلندای محبت مسیح پی ببرید19و آن محبت را که فراتر از معرفت بشری است، بشناسید - تا از همۀ کمالات خدا آکنده شوید.
20جلال باد بر او که می‌تواند به وسیلۀ آن نیرو که در ما فعال است، بی‌نهایت فزونتر از هرآنچه بخواهیم
آمـــــــین






۱۳۹۴ دی ۲۶, شنبه

سعید عابدینی به بند اطلاعات زندان رجایی شهر منتقل شد

سعید عابدینی به بند اطلاعات زندان رجایی شهر منتقل شد

 صبح روز جمعه ۲۵ دی ماه ۱۳۹۴ساعت ۹:۳۰دقیقه ماموران امنیتی زندان رجایی شهر سعید عابدینی کشیش ایرانی- آمریکایی زندانی در بند۴ سالن ۱۲این زندان را  به بند اطلاعات منتقل کردند.
به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی؛ سعید عابدینی کشیش ایرانی-آمریکایی که بیش از سه سال است در زندان به سر می‌برد و بازداشت وی از نوع بازداشت‌های خودسرانه محسوب می‌شود به اطلاعات زندان رجایی شهر منتقل شد.
این زندانی عقیدتی در طول مدت بازداشت و محکومیت خود از امکانات درمانی، مرخصی و ملاقات با فرزندان خود محروم بوده و فرزندان خردسال وی در حسرت آغوش پدر به سر می‌برند. عابدینی مدت زمانی را در زندان اوین سپری کرده است و در تمام مدت زمان بازداشت خود تحت شدیترین شکنجه‌های روحی قرار گرفته و به همین منظور ابتدا به زندان رجایی شهر کرج تبعید و سپس با زیر پا گذاشتن قوانین مصوب زندان‌ها مدتی را در بین بیماران روانی نگهداری شد و پس از مدتی وی را به بند زندانیان سیاسی منتقل کردند.
این در حالی است که رئیس جمهور آمریکا و وزیر امور خارجه آمریکا چندین بار خواستار آزادی این زندانی عقیدتی و سایر زندانیان تبعه آمریکا شده‌اند، اما مسئولین با بی توجهی بر روند فشار و آزار و اذیت این زندانیان می افزایند.
گفتنی است که سعید عابدینی، کشیش ۳۴ ساله، شهروند آمریکایی-ایرانی تبار ا‌ست که در سفری به ایران به دلیل راه‌اندازی کلیساهای خانگی و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به هشت سال زندان محکوم شده است.
نوشین ارشادی
خبرگزاری بام

۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه

وقف دعا باشید ؛ رومیان 12؛12 ( john piper)



در امید، مسرور؛ و در مصیبت، صابر؛ و در دعا مواظب باشید.


هدف من از پیغام امروز، که هدفی ساده، اما از نظر انسانی محال می‌باشد، این است که همۀ شما در سال ۲۰۰۳، وقف دعا باشید. هدف من این است، چرا که کتاب‌مقدس ما را به این مهم فرا می‌خواند. رومیان ۱۲:۱۲؛ یعنی آیه‌ای که امروز قصد بررسی آن را دارم، حلقه‌ای از زنجیر طولانیِ فرامین و نصیحتهای ذکر شده

در فصل ۱۲ از رسالۀ رومیان می‌باشد. این آیه می‌فرماید که ما باید
«در امید، مسرور؛ و در مصیبت، صابر؛ و در دعا مواظب» باشیم.

عبارت «در دعا مواظب باشید»، در برخی نسخه‌ها، «ثابت قدم در دعا»، یا «امین در دعا» ترجمه شده است، که همۀ این عبارات، به نوعی جنبه‌ای از معنای «وقف شدن» را انتقال می‌دهند. «وقف شدن»، ترجمۀ مناسبی بوده، و همان واژه‌ای است که در زبان یونانی، در انجیل مرقس ۳:‏۹ به کار رفته، و می‌فرماید: «[عیسی] به شاگردان خود فرمود تا زورقی به سبب جمعیت، به جهت او نگاه دارند، تا بر وی ازدحام ننمایند.» آن قایق، کنار گذاشته شد؛ یعنی وقف گردید، تا عیسی را از هجوم جمعیت دور نگاه دارد. «وقف گردید»، یعنی برای انجام کاری، اختصاص یافت؛ و برای انجام آن تعیین گشت.

قایقها به منظوری اختصاص می‌یابند؛ و خودشان کاری انجام نمی‌دهند. حال آنکه اختصاص یافتن انسانها به این شکل نیست.
مفهوم وقف شدن، و اختصاص یافتن در مورد انسانها، فقط به معنای تعیین گشتن و گماشته شدن نیست، بلکه منظور این است که آن شخص می‌بایست به کاری که برایش مقرر شده، مشغول باشد؛ و در آن پیش رود. برای نمونه، وقتی پولس در رومیان ۱۳:‏۶، دربارۀ نقش دولتها صحبت کرده، و می‌گوید «زیرا که به این سبب باج نیز می‌دهید، چون که [دولتها] خدّام خدا، و مواظب در همین امر هستند»، یعنی اینکه خدا نه تنها دولتها را برای انجام کاری تعیین می‌نماید، بلکه دولتها نیز خود را به آن کار می‌سپارند.

نکتۀ قابل توجه در مورد واژۀ «وقف شدن» آن است که از ده مرتبه‌ای که این واژه در عهد‌جدید استفاده شده، پنج مرتبۀ آن در مورد دعا به کار رفته است. آیات دیگری که در کنار رومیان ۱۲:۱۲، به این واژه اشاره کرده‌اند، عبارتند از:
  • اعمال رسولان ۱:‏۱۴ (پس از صعود عیسی، همان زمان که شاگردان در اورشلیم، به انتظار نزول روح‌القدس بودند): «جمیع اینها با زنان، و مریم؛ مادر عیسی، و برادران او، یکدل در عبادت و دعا مواظب می‌بودند».
  • اعمال رسولان ۲:‏۴۲ (نخستین ایمانداران در اورشلیم)، «در تعلیم رسولان، و مشارکت ایشان، و شکستن نان، و دعاها مواظبت می‌نمودند».
  • اعمال رسولان ۶:‏۴ (رسولان می‌گویند): «اما ما خود را به عبادت، و خدمتِ کلام خواهیم سپرد».
  • کولسیان ۴:‏۲ (پولس خطاب به همۀ ما می‌گوید): «در دعا مواظب باشید؛ و در آن با شکرگزاری بیدار باشید».
پس با توجه به آیات کتاب‌مقدس، می‌توانیم بگوییم که روال طبیعی زندگی مسیحی، این است که وقف دعا باشد؛ و شما نیز در آستانۀ سال   باید ۲۰۰۳از خود بپرسید که «آیا من وقف دعا هستم؟»



اما وقف دعا بودن بدین معنا نیست که جز دعا، کار دیگری انجام ندهید، همان‌طور که سرسپرده و وقف همسر بودن بدین معنا نیست که به جز همسرداری، به هیچ کار دیگری نپردازید، بلکه سرسپردگیِ هر شخص به همسرش، بر همۀ ابعاد زندگی او اثر گذاشته، و سبب می‌شود که به شکلهای مختلف، خود را وقف همسرش سازد. بنابراین، وقف دعا بودن به این معنا نیست که جز دعا، به هیچ کار دیگری مشغول نباشید
(هرچند که پولس در جای دیگر می‌گوید: «همیشه دعا کنید» اول تسالونیکیان ۵:‏۱۷). این بدان معناست که برای دعا کردن قاعده‌ای وجود دارد، که به نظر می‌رسد همانا وقف دعا بودن باشد. اگرچه همه به یکسان وقف نخواهند بود، ولی بسیار مهم و حیاتی است که همه خود را وقف نمایند. فرق است میان وقف بودن، و وقف نبودن؛ و خدا بر این تفاوت واقف است؛ و ما را جوابگو می‌داند که آیا وقف دعا بوده‌ایم؟ آیا در زندگی شما قاعده‌ای برای دعا کردن وجود دارد که به طور مشخص بتوان آن را «وقف دعا بودن» نامید؟
من فکر می‌کنم اغلبِ ما در این موضوع تفاهم داریم که شکلهایی از دعا کردن وجود دارند که نمی‌توان آنها را «وقف دعا بودن» نامید. دعا کردن فقط به هنگام بحرانها و دشواریهای زندگی، «وقف دعا بودن» به حساب نمی‌آید. دعا به هنگام صرف غذا، یک قاعده است، اما آیا با نصیحت پولس به کلیسا، که «در دعا مواظب باشید»، همخوانی دارد؟ و چه بسا که دعای کوتاه و مختصر پیش از خواب نیز «وقف دعا بودن» به حساب نمی‌آید. این «وقف دعا بودن» نیست که یک خط در میان دعا کنیم، این «وقف دعا بودن» نیست که وقتی به دنبال جای پارک برای ماشینتان می‌گردید، دعا کنید و از خدا کمک بخواهید. البته همۀ این دعاها خوب است،
ولی فکر می‌کنم همۀ ما موافقیم که وقتی پولس می‌گوید: «در دعا مواظب باشید»، چیز بیشتر و متفاوت‌تری را از پیروان مسیح انتظار دارد.
اما با توجه به همۀ این گفته‌ها، نباید فراموش کنیم که همان‌طور که هفتۀ پیش بررسی نمودیم، صلیب مسیح؛ یعنی مرگ او به جای گناهکاران، شالوده و زیربنای همۀ دعاهاست. اگر مسیح به جای ما جان نداده بود، هیچ پاسخ قابل قبولی وجود نمی‌داشت که چرا، و چگونه دعا کنیم. به همین دلیل است که ما «در نام عیسی» دعا می‌کنیم.
وقتی موانع موجود بر سر راه دعا کردن را سبک و سنگین می‌کردم، تا ببینم به کدام‌یک از آنها باید اشاره کنم، متوجه شدم که می‌توان برخی از موانع را در زیرمجموعۀ این پرسش قرار داد که «چرا دعا کنیم؟»؛ و برخی را در زیرمجموعۀ این پرسش که «چگونه دعا کنیم؟».
امروز می‌خواهم به «چگونه دعا کردن» بپردازم. نه اینکه پرسشِ دیگر مهم نباشد، ولی به نظرم می‌رسد می‌توانیم همۀ دلایل الهیاتی که نشان می‌دهند چرا باید دعا کنیم را ارائه دهیم؛ و باز هم نسبت به دعا کردن، سهل‌انگار و بی‌توجه باشیم. پس به این پرسش که چرا دعا کنیم، پاسخی مختصر داده، و سپس به این پرسش عملی می‌پردازم که چگونه دعا کنیم؛ و دعایم این است که این بررسی، شما را برانگیزد تا در سال۲۰۰۳، جرأت کرده، و به مرحلۀ تازه‌ای از «وقف دعا بودن» برسید.

چرا دعا کنیم؟

مطلبم را با سه پاسخ مختصر به این پرسش آغاز می‌کنم، که چرا باید وقف دعا باشیم؟
۱. کتاب‌مقدس به ما می‌فرماید که دعا کنیم؛ و ما می‌بایست آنچه خدا می‌فرماید را انجام دهیم. نه فقط آیۀ نامبرده، بلکه آیات بسیاری وجود دارند که می‌فرمایند: «وقف دعا باشید.» اگر وقف دعا نباشیم، از کلام خدا نااطاعتی می‌کنیم؛ که این حماقت است و کاری خطرناک. اگر دعا کردن برایتان دشوار است، بدانید که طبیعتاً مثل بقیۀ ما، سقوط کرده و گناهکار هستید. پس بجنگید. به خودتان موعظه کنید. نگذارید که گناهانتان، و ضعفهایتان، و امیال دنیوی، بر شما چیره شوند. خدا می‌فرماید: «وقف دعا باشید.» پس برای این مهم بجنگید.
۲. نیازهای زندگی شما، خانوادۀ شما، این کلیسا، کلیساهای دیگر، خدمات بشارتی، و به طور کلی، نیازهای فرهنگ ما، عظیم و شدیدند؛ و در بسیاری موارد، پای بهشت و جهنم، ایمان و بی‌ایمانی، و مرگ و زندگی در میان است. آیا رومیان ۹:‏۲، و حزن و اندوه پولس برای خویشانش که در مسیر هلاکت بودند را به یاد می‌آورید؟ و به یاد می‌آورید که در رومیان ۱۰:‏۱، با چه جدیتی برای آنها دعا می‌کند؟ «ای برادران، خوشی دل من، و دعای من نزد خدا، به جهت اسراییل، برای نجات ایشان است.» وقتی دعا می‌کنیم، پای نجات ابدی در میان است. اگر بر این واقف نباشید که زندگی، میدان جنگ است، نمی‌توانید دریابید که چرا باید دعا کنید. یکی از بزرگ‌ترین موانع بر سر راه دعا، این است که زندگی روزمره برای بسیاری از ما، روان و بدون هیچ مشکلی پیش می‌رود. خط مقدم جبهه، جای دیگری است، اما اینجا در حبابِ کوچکِ آرامش و رضایتی که از آن برخوردارم، همه‌چیز آرام است. آه، باشد که خدا چشمانمان را بگشاید، تا نیازهای پیرامون خود، و نیاز عظیم به دعا را دیده، و احساس نماییم.
۳. سومین دلیل برای دعا کردن این است که وقتی دعا می‌کنیم، خدا عمل می‌کند؛ و کاری را که شاید ما در پنج سال انجام دهیم، او در پنج ثانیه به انجام می‌رساند. آه، سالهاست که من به این حقیقت پی برده‌ام! چه شگفت‌انگیز است که وقتی در حال آماده کردن موعظه هستم، یا در خصوص موقعیتی بحرانی مشاوره می‌دهم، یا در جلسۀ برنامه‌ریزی برای آینده حضور دارم، یا حتی در طی شهادت ایمان دیگران، بارها و بارها سر فرود آورم؛ و از خدا تمنا کنم؛ و ناگهان به راه‌حل، یا کشفی برسم که بدون دعا ممکن نمی‌بود. چه درس مهمی آموخته‌ام؛ و آن درس این است که وقتی به سبب کوهی از کار، که نمی‌دانستم چگونه انجامشان دهم، بی‌تاب و بیقرار می‌شدم که بی‌درنگ به کارم مشغول شوم، آن‌گاه، خود را مجبور می‌کردم که منطقی و بر مبنای کتاب‌مقدس پیش روم. پس قبل از شروع کار، زانو زده، دعا می‌کردم؛ و در حین دعا، راه‌حلها به ذهنم می‌آمد که چگونه به مشکلات رسیدگی کنم، چگونه پیغامم را شکل دهم، چگونه با بحرانی برخورد کنم، یا چگونه مشکلی الهیاتی را حل کنم؛ و همین باعث می‌شد که در ساعتها کار صرفه‌جویی کرده، و از کلافه شدن، و سر بر دیوار کوبیدن نجات یابم؛ و در پنج ثانیه به توضیح برسم! منظورم این نیست که خدا ما را از سختکوشی معاف می‌کند، بلکه منظورم این است که دعا می‌تواند پنج هزار مرتبه، کار شما را مفیدتر از زمانی سازد که خودتان به تنهایی انجامش می‌دهید.
گفتنی بسیار است، اما آن سه پاسخ به این پرسش که چرا باید دعا کنیم، از این قرارند: ۱) این حکم خداست که دعا کنیم؛ ۲) نیازها عظیمند؛ و ابدیت در میان است؛ ۳) وقتی دعا می‌کنیم، خدا عمل می‌کند؛ و اغلب، کاری که برای ما ساعتها، یا هفته‌ها، یا گاهی سالها به طول می‌انجامد را در چند ثانیه به انجام می‌رساند.
پرسشهای فراوانی دربارۀ دعا وجود دارد که در اینجا نمی‌توانم به آنها بپردازم. به همین دلیل است که در کتابهای «مشتاق خدا»، و «خشنودیهای خدا»، و «امتها شادی کنند»، فصلهایی طولانی به موضوع دعا اختصاص یافته است؛ و به همین دلیل است که کتاب «گرسنه برای خدا» نوشته شده است: «با دعا و روزه، مشتاق خدا باشید.» همچنین اگر به طور خاص، با این موضوع کلنجار می‌روید که چگونه باید در پرتوی آموزۀ برگزیدگیِ بی‌قید و شرط، برای نجات انسانها دعا کنید، مستقیماً به صفحات ۲۱۷-‏۲۲۰ از کتاب «خشنودیهای خدا» مراجعه نمایید.

چگونه دعا کنیم؟

اما در این زمان باقیمانده، می‌خواهم در این باره صحبت کنم که چگونه دعا کنیم؟ قصد من این است که شما را با مواردی عملی، و بر مبنای کتاب‌مقدس آشنا سازم، که شاید هیچ‌گاه به آنها توجه نکرده‌اید؛ و شاید هم سعی کرده‌اید که انجامشان دهید، ولی نتوانسته‌اید در آنها ثابت قدم بمانید؛ و به عبارتی نتوانسته‌اید «وقف دعا باشید».
تلاش من این است که به طور کلی، توضیح دهم که «وقف دعا بودن» به چه معناست، ولی نه اینکه آن را به روش خودم محدود کنم؛ و بگویم که این ختم کلام است.‌ما همه کاملاً با یکدیگر متفاوتیم. برنامۀ کار و زندگی‌مان متفاوت است. خانواده‌هایمان متفاوتند. شرایط زندگی‌مان، و مطالبات روزمرۀ مربوط به آن، متفاوتند. همۀ ما به یک اندازه، از نظر روحانی بالغ نیستیم؛ و هیچ‌کس نیز یک شبه به بلوغ نمی‌رسد. آنچه در پنج سال آینده در راستای وقف دعا شدن انجام می‌دهید، باعث می‌شود به گذشته نگریسته، و حیران بمانید که چطور توانسته‌اید در آن سالهای بدون ثمر، دوام آورید. ولی همۀ ما می‌توانیم پیش رویم. پولس دوست داشت که به کلیساهایش نامه بنویسد و بگوید: «شما پیشرفت کرده‌اید، ولی بیشتر و بیشتر پیشرفت کنید» (فیلیپیان ۱:‏۹؛ اول تسالونیکیان ۴:‏۱، ۱۰)؛ و اگر جایی وجود داشته باشد که بتوانیم در آن «بیشتر و بیشتر پیشرفت کنیم»، همانا وقف شدنمان به دعاست.
به این منظور، پنج شیوۀ عملی برای دعا کردن را پیش رویتان قرار می‌دهم:
۱. با ساختار، و بدون ساختار
در اینجا می‌خواهم در خصوص تفاوت میان دعای با ساختار، و دعای بدون ساختار صحبت کنم. وقف دعا بودن به این معنا خواهد بود که گاهی بدون ساختار و چارچوب، و گاهی با ساختار و چارچوب دعا می‌کنید. اگر فقط و فقط بدون ساختار دعا کنید، چه بسا که دعایتان سطحی و بی‌مایه شود؛ و اگر فقط و فقط طبق ساختار و چارچوب دعا کنید، دعایتان ماشینی و توخالی می‌گردد. هر دو شیوه مهم هستند. هر دوی آنها، نه فقط یکی از آنها.
منظورم از بدون ساختار دعا کردن این است که پیوسته احساس می‌کنید که می‌خواهید روح و جان خود را در حضور خدا خالی نمایید؛ و همین را هم به‌جا می‌آورید. شما به هیچ نوشته، یا دستورالعمل، یا فهرست، یا کتابی نیاز ندارید. احتیاجات شما آن‌قدر زیادند که بدون هیچ ساختاری از پیش تعیین شده، آزادانه فوران می‌کنند. این خوب است. اگر چنین نباشد، باید به اصالت رابطه‌مان با مسیح شک کنیم. آیا واقعاً می‌توانید ازدواج، یا رابطۀ دوستی را تصور کنید، که تنها از روی فهرست، یا کتاب، با هم ارتباط برقرار نمایند؛ و یا فقط با متنهایی که به ذهن سپرده‌اند، با هم صحبت کنند؟ چنین رابطه‌ای بی‌نهایت مصنوعی خواهد بود.
از سوی دیگر، از شما تمنا می‌کنم فکر نکنید آن‌قدر از نظر روحانیْ عمیق، آن‌قدر مبتکر، آن‌قدر غنی، یا آن‌قدر با نظم و ترتیب هستید که می‌توانید بدون هیچ‌گونه ساختاری دعا کنید. من چهار گونه ساختار در نظر دارم؛ که امیدوارم بتوانید از آنها بهره ببرید.
ساختار شماره یک: کتاب‌مقدس. بر مبنای کتاب‌مقدس دعا کنید. کتاب‌مقدسی دعا کنید. این هفته، دعایمان را بر دعای رسالۀ افسسیان ۳:‏۱۴-‏۱۹ بنا می‌کنیم.
از این سبب زانو می‌زنم نزد آن پدر، که از او هر خانواده‌ای در آسمان، و بر زمین، مُسمّا می‌شود؛ که به حسب دولت جلال خود، به شما عطا کند، که در انسانیتِ باطنیِ خود، از روح او، به قوت زورآور شوید. تا مسیح به وساطت ایمان، در دلهای شما ساکن شود؛ و در محبت ریشه کرده، و بنیاد نهاده، استطاعت یابید که با تمامی مقدسان ادراک کنید که عرض و طول و عمق و بلندی چیست؛ و عارف شوید به محبت مسیح، که فوق از معرفت است، تا پر شوید، تا تمامی پُریِ خدا.
این آیات را حفظ کرده، و اغلب بر طبق آنها دعا کنید. طبق دعای خداوند دعا کرده، و هر عبارت را به زبان خود بیان نموده، و آنها را به کسانی ربط دهید که برایشان باری بر دل دارید. بر اساس فرامین کتاب‌مقدس دعا کنید: «ای خدا، به من، به همسرم، به فرزندانم، به رهبران کلیسا، به مبشران ما کمک کن، تا تو را به تمامی دل، و تمامی جان، و تمامی قوتمان محبت نماییم.» بر اساس وعده‌های کتاب‌مقدس دعا کنید: «ای خداوند، همۀ اقتداری که در آسمان و بر زمین از آن توست را به کار بگیر، تا مبشرانمان، شیرینی آن وعده را که فرمودی تا انقضای عالم، با آنها خواهی بود، چشیده و احساس کنند.» بر اساس هشدارهای کتاب‌مقدس دعا کنید: «ای خداوند، مرا عطا فرما تا با شهوت بجنگم؛ مرا عطا فرما تا با نظر به این ضرورت که تو تعلیم دادی، با شهوت بجنگم، چنان که فرمودی چشمت را درآوری و به بهشت بروی، بهتر از آن است که چشم داشته باشی و به جهنم بروی.» کتاب‌مقدس را جلوی خود گذاشته، آن را باز کنید؛ و بر اساس هر بند که می‌خوانید، دعا کنید، دعای توبه، یا حمد و ستایش، یا شکرگزاری، و یا بیان تقاضاها.
ساختار شماره دو: فهرست. بر اساس فهرست دعا کنید. من فهرستی از افراد، و فهرستی از نیازهایی که باید برایشان دعا کنم را در ذهن دارم. اگر بتوانید همۀ افراد، و همۀ نیازهایی که باید برایشان دعا کنید را بدون هیچ فهرستی به یاد آورید، شما خدا هستید. من باید فهرستی داشته باشم، برخی را در ذهنم، و برخی را بر روی کاغذ. من نام هفتاد نفر را به خاطر سپرده‌ام که هر روز برایشان دعا کنم. اما این فهرست، شامل افرادی نیست که به خدمات بشارتی مشغولند؛ و من و نوئل هر شب از روی فهرستی نوشته شده، برایشان دعا می‌کنیم. همچنین این فهرست، نام مبشرانمان را شامل نمی‌شود. حال آنکه برای آنها فهرستی دیگر دارم. ضمن اینکه این فقط فهرستِ دعا برای اشخاص است، نه برای نیازهایی که در روح و جان من، و در خانواده، و در کلیسا، و در جهان، هفته به هفته در حال تغییرند. پس شما را تشویق می‌کنم که فهرستی از اشخاص، و فهرستی از نیازها تهیه کنید. پوشه، یا دفترچه، یا پرونده‌ای از فهرست دعاها را در رایانۀ دستی‌تان داشته باشید. یادتان باشد که من اکنون فقط دربارۀ دعای با ساختار صحبت می‌کنم، حال آنکه ارزش دعای بدون ساختار را نیز از یاد نبرید. هر دوی آنها، نه فقط یکی از آنها.
ساختار شماره سه: کتاب. وقتی کتاب می‌خوانید، بر اساس آنچه خوانده‌اید، هر روز دعا کنید، مانند گروه‌هایی که خدمتشان این است که روزانه برای کشورهای مختلف، و آرمان مسیح در آنها دعا می‌کنند؛ و این چه شیوۀ عالی و شگفت‌انگیزی است، تا دلمان را به وسعتی رساند که برای جهان بتپد؛ و برای برترین بودن خدا رویا داشته باشد! یا مانند مجموعه کتابی به نام «بالاترین سرسپردگی»، که در هر بخش، چشمه‌ای از رنج و جفا بر کلیسا را به نمایش می‌گذارد؛ و شما آن را خوانده، و بر اساس آنچه می‌خوانید، روزانه دعا می‌کنید، به همین شکل نیز کتابی را انتخاب کرده، و بر اساس آنچه می‌خوانید، روزانه دعا کنید؛ و یا یکی از کتابهای من، به نام «امتها شادی کنند» را برداشته، به صفحات ۵۷-‏۶۲ مراجعه کنید؛ و بر اساس آن سی و شش موردی که کلیسای اولیه برای یکدیگر دعا می‌کردند، شما نیز دعا کنید؛ و یا کتاب «وادی رویا» را بخوانید، که کتابی است حاوی دعاهای مسیحیان معروف به «خالصان». آن را بخوانید؛ و در مورد همان اموری دعا کنید که مقدسان پیشین دعا می‌کردند. این بسی حماقت است که فکر کنیم بدون یاری گرفتن از کتابهای خوب، به تنهایی قادر خواهیم بود که به همۀ آنچه کتاب‌مقدس می‌فرماید، و به همۀ نیازهایی که باید برایشان دعا کنیم، پی ببریم.
ساختار شماره چهار: قاعده. قاعده‌ای را برای خود در نظر بگیرید، تا راهنمایی باشد که وقتی زانو زده و دعا می‌کنید، بدانید که باید به ترتیب چگونه دعا کنید. یک قاعده، همان‌طور که پیش از این اشاره کردم، این است که بر اساس تقاضاهای مطرح شده در دعای خداوند، دعا کنید. قاعده‌ای که من تقریباً هر روز از آن استفاده می‌کنم، «دایره‌های هم‌مرکز» نام دارد؛ بدین معنا که ابتدا از روح و جان خود شروع کرده، چرا که بار گناه، و نیازهایم را به وضوح احساس می‌نمایم؛ سپس برای خانواده‌ام دعا می‌کنم، بعد برای گروه شبانان و رهبران کلیسا، سپس برای همۀ کارکنان کلیسا، و بعد برای خدمات بشارتی‌مان، و سپس برای احتیاجات عمومی در بدن مسیح، و آرمان مسیح در خدمت بشارت، و در فرهنگ دعا می‌کنم. اگر چنین قاعده‌ای را پیش نگیرم، گویی که در جای خود یخ زده، و هیچ حرکتی نمی‌کنم.
پس نخستین شیوۀ دعا را «با ساختار، و بدون ساختار» می‌نامیم. دعای بدون ساختار، بدین معناست که در جریان سیّال ذهن، نیازها را بیان کرده، و شکرگزاری نموده، و خدا را بستاییم. اما دعای با ساختار، دعایی است که در آن، از کتاب‌مقدس، فهرستها، کتابهای روحانی، و قاعده‌ها کمک می‌گیریم. اگر «وقف دعا هستید»، هم با ساختار دعا می‌کنید؛ و هم بدون ساختار.
۲. در خلوت، و در جمع
وقف دعا بودن، به این معنا خواهد بود که پیوسته، هم به تنهایی دعا می‌کنید؛ و هم در جمع سایر مسیحیان.
آه چقدر مهم است که به واسطۀ عیسی مسیح، در خلوتِ خود، به حضور خدا برویم. اگر به واسطۀ عیسی، با خدا مشارکت نداشته باشیم، و شخصاً به او اعتماد نکنیم، مسیحیت معنایی نداشته، و چیزی جز پوسته‌ای توخالی، و خود نشان دادن، و ادعا نیست. سوزانا وِسلی، که دارای شانزده فرزند بود، عادت داشت که وقتی در آشپزخانه بود، پیشبندش را روی سرش بکشد؛ و همۀ بچه‌ها می‌دانستند که این به معنای سکوت در آشپزخانه بود. بچه‌ها باید بدانند که مامان و بابا، زمانهای خاصی را به عیسی اختصاص می‌دهند، که بچه‌ها نباید در آن زمانها مزاحم آنها شوند. جایی را پیدا کنید، زمانی را مشخص کنید؛ و به بچه‌ها نظم و ترتیب بیاموزید.
ولی فکر می‌کنم که دعا کردن در جمعِ دیگر ایمانداران، بیشتر از دعا در خلوت، نادیده گرفته می‌شود. هم در خلوت دعا کنید؛ و هم در جمع. عهد‌جدید سرشار از دعاهای دسته‌جمعی است. در واقع، بیشتر دعاها در عهد‌جدید، دعاهای دسته‌جمعی به حساب می‌آیند. اعمال رسولان ۱:‏۱۴: «و جمیع اینها با زنان، و مریم؛ مادر عیسی، و برادران او، یکدل در عبادت و دعا مواظب می‌بودند.» این شیوۀ معمول دعا در عهد‌جدید است. در اعمال رسولان ۱۲:۱۲ نیز هنگامی که پطرس از زندان بیرون آمد، «به خانۀ مریم؛ مادر یوحنای ملقب به مرقس آمد؛ و در آنجا بسیاری جمع شده، دعا می‌کردند.» جلسات دعا، امری عادی و معمول بود؛ و فکر می‌کنم که در کلیسای اولیه به یک معیار تبدیل شده بود.
شکی در این نیست که وقف دعا بودن در عهد‌جدید، دعا کردن با قوم خدا را نیز شامل می‌بود. شما در این زمینه چطور عمل می‌کنید؟ دعا در جمع، مسیحیت پیشرفته نیست. دعا در جمع، مبانی مسیحیت است. این هفته قرار است که ما دوازده جلسه دعای سی دقیقه‌ای، به اضافۀ هشت ساعت دعا در جمعه شب داشته باشیم. این جلسات شما را یاری می‌رسانند که به کشف و شهود تازه‌ای برسید. در طول سال نیز صبحِ هر شش روز هفته را به مدت نیم ساعت به جلسات دعا اختصاص خواهیم داد؛ و چهارشنبه‌ها ساعت پنج و چهل و پنج دقیقۀ غروب نیز در محل کلیسا دعا می‌کنیم. گروه‌های کوچکی هم وجود دارند که به منظور دعا و خدمت روحانی، گرد هم می‌آیند. یکشنبه صبح نیز، هم به همراه خواندن سرودهای روحانی، و هم به شکلهای دیگر دعا می‌کنیم. اگر جزیی از وقف شدنتان به دعا این نیست که در جلسات دعای دسته‌جمعی حضور داشته باشید، سال ۲۰۰۳ را سالی سرشار از کشفیات تازه بسازید. هم با ساختار دعا کنید، هم بدون ساختار. هم در خلوت دعا کنید؛ و هم در جمع.
۳. مأیوس، و مسرور
وقف دعا بودن، به این معنا خواهد بود که گاهی مأیوس و ناامید، و گاهی مسرور و دلشاد به حضور خدا می‌آیید. منظورم این است که هم با عمیق‌ترین حزن و اندوه و ترسهایتان، در دعا به حضور خدا می‌آیید؛ و هم با شادی عظیم و شکرگزاری. آن بالشی که وقتی روزانه در حضور پدر زانو می‌زنید، به زیر آرنجتان قرار می‌دهید، از قطرات اشک خیس خواهد بود. ولی از آنجا که خدا، خدایی است که دعا می‌شنود، شما نیز به همراه پولس رسول خواهید گفت: «محزون، ولی دایماً شادمان» (دوم قرنتیان ۶:‏۱۰)؛ و آن شادی، اغلب، بارهای این دنیای سقوط کرده را در هم می‌شکند؛ چنان که باید در هم شکند؛ و باعث می‌شود که از شدت شادی، جست و خیز نمایید. پدر می‌خواهد که در این زمانها نیز به حضورش بروید. در یأس، و در شادی، وقف دعا باشید. در روزه، و در جشن و سرور، وقف دعا باشید. نه فقط در یکی از این دو موقعیت، بلکه در هر دو موقعیت، وقف دعا باشید.
۴. کوتاه، و بلند
اگر وقف دعا هستید، پیوسته از حمد و پرستش، و شکرگزاری، و بیان احتیاجات، لبریز شده، دعا می‌کنید؛ حال آنکه شاید دعایتان بیش از چند لحظه طول نکشد؛ و اگر وقف دعا هستید، گاهی زمانی طولانی در حضور خداوند می‌مانید. من گاهی در تماس تلفنی‌ام با نوئل، خیلی کوتاه صحبت می‌کنم؛ و گاهی نیز کل غروب را در کنار هم سپری می‌کنیم. اگر مسیح را دوست دارید؛ و برای همه‌چیز به او متکی هستید؛ و او را بالاتر از هر چیز دیگر عزیز می‌دارید، گاهی مدت زمانی کوتاه را در حضورش سپری می‌کنید؛ و گاهی مدت زمانی طولانی‌تر در حضورش می‌مانید.
۵. خودجوش، و از روی برنامه
میان دعای «با ساختار، و بدون ساختار»، یا دعای «کوتاه، و بلند»، و دعای «خودجوش، و از روی برنامه» چه تفاوتی وجود دارد؟ در دعای «با ساختار، و بدون ساختار»، محتوای دعا مد نظرم است؛ بدین معنا که به هنگام دعا چه می‌کنیم. در دعای «کوتاه، و بلند»، مدت زمان دعا مورد نظرم است. اما منظورم از دعای «خودجوش، و از روی برنامه»، این است که چه وقت را برای دعا اختصاص می‌دهیم؟
اگر وقف دعا هستیم، در طی روز، به طور خودجوش دعا خواهیم کرد؛ یعنی چنان که پولس می‌گوید، همیشه دعا می‌کنیم. یعنی از روحیه‌ای برخوردارید که پیوسته می‌خواهید در مشارکت با مسیح باشید، در روح‌القدس سلوک نمایید؛ و واقف باشید که او پیوسته و شخصاً در زندگی‌تان حضور دارد. وقتی با مسیح سخن می‌گویید، نیاز به برنامه‌ریزیِ قبلی ندارید؛ و در طی روز، بارها و بارها با او سخن خواهید گفت. این طبیعی است و پسندیده. این وقف دعا بودن است.
ولی اگر فقط به این شکل دعا کنید، دیری نمی‌پاید که از آن دست بکشید. میوۀ پربار و واقعیِ دعای خودجوش، در باغی رشد می‌کند که با نظم و ترتیب و برنامه‌ریزی، به خوبی از آن مراقبت شده باشد. از این‌رو، از شما تمنا می‌کنم که زمان مشخصی را برای دعا در نظر بگیرید. برای سال ۲۰۰۳، برنامه‌ریزی کنید. به طور معمول، چه زمانی به حضور او می‌روید؟ چه مدت زمانی را کنار می‌گذارید؟ شما را تشویق می‌کنم که هر روزتان را به این شکل آغاز کنید. آیا مایلید که یک یا دو روز، یا یک یا دو نیمروز را به تنهایی، یا با یک دوست، یا با همسرتان، نه برای کتاب خواندن، بلکه برای چهار یا هشت ساعت دعا، اختصاص دهید؟ چگونه؟ کتاب‌مقدس را بخوانید؛ و بر اساس آنچه می‌خوانید، دعا کنید. من و نوئل، روزهای عالی و پرباری را به این شکل گذرانده‌ایم. کتابی مختصر را از کتاب‌مقدس انتخاب می‌کردیم، یک فصل از آن را می‌خواندیم، سپس بر طبق آنچه خوانده بودیم، برای خانواده، و کلیسا دعا می‌کردیم. سپس فصلی دیگر را می‌خواندیم و دعا می‌کردیم؛ و به همین شکل ادامه می‌دادیم. اما این‌گونه خواندن و دعا کردن، به طور خودجوش اتفاق نمی‌افتد، بلکه باید برای آن برنامه‌ریزی کرد. این‌گونه دعا کردن، دعای خودجوش نیست، این‌گونه دعا کردن، دعای با ساختار است؛ و این‌گونه دعا کردن، باشکوه است.
پس اکنون می‌دانید که می‌خواستم دربارۀ چه چیزی با شما صحبت کنم. کلام خدا امروز برای ما این است: «در دعا مواظب باشید.» در دعا ثابت قدم باشید. در دعا امین باشید. چرا؟ زیرا خدا این را به ما حکم می‌کند. نیازها عظیمند؛ و ابدیت در میان است. خدا دعا را می‌شنود؛ و کاری را که شاید ما در پنج سال انجام دهیم، او در پنج ثانیه به انجام می‌رساند.
و چگونه وقف دعا باشیم؟ با رعایت همۀ این اصول، چرا که بدون این اصول، دعایی وجود نخواهد داشت. بگذارید دعایتان چنین باشد:
با ساختار، و بدون ساختار
در خلوت، و در جمع
مأیوس، و مسرور
کوتاه، و بلند
خودجوش، و از روی برنامه
باشد که خداوند در این هفتۀ دعا، و در تمام طول سال، شما را روح فیض، و روح تمنا عطا فرماید.
Thumb author john piper
جان پایپر

۱۳۹۴ دی ۲۲, سه‌شنبه

صبرو سکوت پیشه کردن جایز نیست

تقی رحمانی * همسر نرگس محمدی * می نویسد

nargesM.jpg

تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی از ایجاد اخلال در دادن داروهای روزانه به همسرش در زندان خبر داد. او گفت که این اخلال در دادن داروها از بیست روز پیش شروع شده است.
این در حالی است که دادگاه نرگس محمدی که قرار بود روز شنبه، نوزدهم دی‌ماه 1394 برگزار شود، برای سومین بار و بدون ارائه دلیل به این فعال مدنی زندانی و وکلای او تشکیل نشد.
آقای رحمانی در گفت‌وگویی کوتاه با سایت کانون مدافعان حقوق بشر، گفت که با وجود اعتراض خانم محمدی به ایجاد اخلال در دادن داروهای روزانه‌اش اما این وضعیت هنوز اصلاح نشده است.
نرگس محمدی به بیماری‌های آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلا است و مقام‌های مسئول در نهادهای امنیتی و قوه قضاییه در جریان بیماری او هستند. بر اساس نظر پزشک‌های متخصص، دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید شده و در نهایت در پی بی‌توجهی می‌توانند جان بیمار را به خطر بیاندازند.
آقای رحمانی در ادامه گفت که اخلال در دادن داروها چه عمدی و چه غیر عمدی باشد، برای بیماری خانم محمدی خطرناک است، چرا که می‌تواند به معلول شدن این زندانی منجر شود.
ملاقات با خانم اشتون، مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه‏ اروپا و مجموعه فعالیت‌های مدنی مانند شرکت در سمینار هوای پاک، نقد و بررسی بیانیه حقوق شهروندی آقای روحانی، تلاش برای لغو اعدام زندانیان اهل سنت و اعتراض به اسید پاشی به چهره زنان در جلوی مجلس، از جمله موارد اتهامی خانم محمدی بعد از آزادی از زندان در سال 1391 است که در کیفرخواست او مطرح شده است.
آقای رحمانی همچنین از اجازه ندادن مقام‌های مسئول به نرگس محمدی برای برقراری تماس تلفنی با فرزندان خردسالش که در فرانسه ساکن هستند، خبر داد و گفت که این زندانی از این حق، محروم است.
خانم محمدی که در غیاب همسرش، سرپرستی دو کودکش را برعهده داشت، در تاریخ 15 اردیبهشت ماه 1394 بدون ارسال احضاریه از سوی دایره اجرای احکام، توسط نیروهای امنیتی- قضایی بازداشت شد. در پی این بازداشت، کودکان خردسال خانم محمدی به نزد پدرشان در فرانسه رفتند.

همزمان با ایجاد اخلال در دادن داروهای روزانه
دادگاه نرگس محمدی بدون ارائه دلیل، برای سومین بار برگزار نشد

افراطی یا تفریط در مسیـــــح

آیا متهم به افراط هستید؟

افراطی‌گری ها به گفته ی مارتین

ما را متهم به تندروی و افراطی‌گری می‌کنند. [در ابتدا از این امر شگفت‌زده شدم زیرا خود را میانه‌رویی در میان دو قطب افراط و تفریط ارزیابی کرده بودم. میان کسانی که به تبعیض رضا داده، سکوت پیشه کرده، و ایدئولوژی ستم‌گران را پذیرفته اند؛ و کسانی که از سـر ناامیدی به ایدئولوژی ناسیونالیسم سیاه گرویده و راه‌های خشونت‌آمیز را تبلیغ می‌کنند نظیر جنبش مسلمانان ایلای‌جا محمد.]
اما بیشتر که به این موضوع اندیشیدم، به تدریج از اینکه مرا افراطی می‌خوانند احساس رضایت کردم. مگر عیسامسیح افراطی نبود، افراطی در مسـیر عشق؟ ــ «دشمن‌ات را دوست بدار، برای کسی که نفرین‌ات کرده طلب آمرزش کن، برای آن‌که در حق تو کینه روا داشته دعای خیرکن.»
مگر آموس نبی افراطی نبود، افراطی در راه عدالت؟ ــ «بگذار عدالت همچون آب، و درست‌کاری همچون رود جاری باشد.»
مگر سنت پال افراطی نبود، به خاطر مرام عیسا؟ ــ «من زخم‌های ترا در تن خویش حمل خواهم کرد.»
مگر مارتین لوتر افراطی نبود؟ ــ «من این‌جا سخت خواهم ایستاد و جز این‌ام راهی نیست، پس یاری‌ام کن خدایا.»
مگر جان بانیان افراطی نبود؟ ــ «من در این زندان می‌مانم تا بمیرم اما وجدان‌ام را به مسلخ‌گاه نفرستم.»
مگر آبراهام لینکلن افراطی نبود؟ ــ «این ملت برجا نمی‌ماند اگر نیمی‌ برده و نیمی آزاد باشد.»
مگر تاماس جفرسون افراطی نبود؟ ــ «ما این حقیقت را بدیهی می‌انگاریم که همه‌ی انسان‌ها برابر خلق شده اند.»

پس پرسش این نیست که آیا ما افراطی هستیم یا نیستیم، بلکه افراطی از چه زمره ای. آیا ما افراطی در مسیر ایجاد نفرت‌ایم، یا افراطی در راه دوست داشتن یکدیگر؟ [. . .] از این زاویه که بنگریم، شاید وقت آن رسیده باشد که اعلام کنیم جنوب این سرزمین، سراسر این کشور، و شاید تمامی ِ جهان، به سختی نیازمند افراطیون خلاق اند.

منبع: رادیو زمانه

۱۳۹۴ دی ۲۰, یکشنبه

دادگاه نرگس محمدی یک بار دیگر به تعویق افتاد

 آیا  نرگس محمدی این بانوی صلح جایش در اوین است!!!!!!!



جلسه رسیدگی به اتهام‌های نرگس محمدی، بر اساس اعلام شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی روز ‌شنبه، نوزدهم دی ماه 1394 برگزار می‌شود.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، پیش از این نیز جلسه‌های رسیدگی به اتهام‌های خانم محمدی قرار بود در تاریخ‌های چهاردهم تیرماه و چهاردهم مهرماه 1394 برگزار شوند که با وجود آمادگی وکیلش برای حضور در دادگاه‌ها، به‌دلایل نامعلومی این جلسه‌ها برگزار نشدند.
نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در تاریخ 15 اردیبهشت ماه 1394 بدون دریافت احضاریه‌ای، توسط نیروهای امنیتی- قضایی در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
این در حالی است که خانم محمدی به بیماری‌های آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلاست و مقام‌های مسئول در نهادهای امنیتی و قوه قضاییه در جریان بیماری او هستند؛ به‌گونه‌ای که در سال 1391 و زمانی‌که خانم محمدی در زندان بود، مقام‌های مسئول براساس نظر پزشک‌های متخصص و همچنین پزشکی قانونی مبنی براین‌که فضای زندان، خانم محمدی را برای فلج عضلانی مستعد می کند، با آزادی او برای ادامه درمان موافقت کرده بودند.
پزشک‌های متخصص در خصوص دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی معتقد هستند که این بیماری‌ها در فضای زندان تشدید شده و در نهایت در پی بی‌توجهی جتی می‌توانند جان بیمار را به خطر بیاندازند.
از همین رو تقی رحمانی، همسر خانم محمدی بارها درخصوص بی‌توجهی مقام‌های مسئول نسبت به وضعیت سلامتی همسرش، هشدار داده است.

تقی رحمانی.......می نویسد

قرار است فردا که بعد از دو بار تعویق دادگاه نرگس محمدی برگزار شود. در حالیکه او در زندان به سر می برد امکان مکالمه با فززندان خود را ندارد.اتهامات وی تکراری است که محور های آن تلاش برای ایجاد فضای باز و رعایت حقوق بشر می باشد. حال سخن این است که حکومت ایران و قوه قضائیه که به حکم اعدام شیخ نمر اعتراض می کنند چگونه خود کار یک بام و دو هوا را انجام می دهند. چرا که جای امثال نرگس محمدی نمی تواند زندان و محرومیت و دادگاه مجدد باشد.مگر او چه خواسته و چه کرده است که باید در زندان ......

۱۳۹۴ دی ۱۹, شنبه

ایمان به زندگی ابدی

خداوند تسلی بخش روان هاست. او از آسمان فرود آمد تا ما را ملاقات کند و در میان ما ساکن شد.
«خداوند» همان کسی است که او را با احترام خاص و با دقت و توجه زیاد به تک تک کلمات، «خداوند ِ ما، عیسای مسیح» می‏خوانیم، زیرا در هر کدام از این کلمات، کل ایمان ما نهفته شده است.
خداوند لفظی است که به روح‏ القدس نیز نسبت داده می‏شود: «من ایمان دارم به روح‏القدس که خداوند و بخشندۀ حیات است» او نیز در قلب مان ساکن است.
femme-paradis-eminente
هنگامی‏که کودک این فیض را از خانواده‏اش دریافت می‏دارد که از حضور و نزدیکی خدا در زندگی‏اش مطلع گردد، یقین پیدا می‏کند که هیچ وقت تنها نیست و همچنین در آن زمان که سن و سالی از ما گذشته و شاید بدون دلیل، احساس تنهایی و غربت بر ما چیره می‏شود، حضور خداوند قوتی است که تنها کسانی قادر به درکش هستند که این واقعیت را تجربه کرده باشند و این حضور نامریی، ولی گاه قابل لمس، خداوند، در همۀ شرایط زندگی، یک قوت درونی است.
خداوند ما عیسای مسیح‏ در صلح و آرامش سلطنت می‏کند، عمل می‏کند. حضورش به تنهایی، تسلی‏بخش است. آرامش ِ خود را عطا می‏کند، شفا می‏بخشد، همواره حضور دارد؛ هیچ وقت نه در مقابل ضعف‏ها نه در مقابل لغزش‏ها و خیانت‏های ما ناامید نمی‏شود. گناهکار را از زمین بلند می‏کند و دوباره به او حیات می‏بحشد. هیچ سؤالی را بدون جواب نمی‏گذارد، ولی می‏خواهد در پی جواب باشیم و خودش را هم زمانی تقدیم می‏کند که در پی او باشیم.
کسی که در صمیمیت با مسیح زندگی می‏کند و با او سخن می‏گوید و مثل شاگردانش در سرزمین یهودا یا جلیلیه با او همسفر و همسفره می‏شود، مدام در پی جواب است، مدام از او سؤال می‏کند و در انتظار جواب است و هنگامی‏که کلامش برای او نورانی می‏گردد، به وجد می‏آید. همچون کسی است که برای گذر از رودخانه، از سنگی به سنگی می‏پرد. می‏داند کجا می‏رود. می‏داند جریان رودخانه او را با خود نخواهد برد، هر چه پیش می‏رود، به آنچه یقین دارد، استوارتر می‏گردد تا اینکه برسد به پرش نهایی که به آغوش پدر منتهی می‏شود، یگانه پشتیبان و صخرۀ نجات و نگاهدار من. 

مزمور 62