Translate

۱۳۹۵ مرداد ۲۵, دوشنبه

دریافت ایمان و خدایِ راستین ( کتایون )

ایمان در کتاب مقدس :

عبرانیان   فصل ۱۱

 ۱ ایمان اطمینانی است به چیزهایی که به آن امیدواریم و اعتقادی است به چیزهایی که نمی‌بینیم‌. ۲ از راه ایمان بود که مردم در ایام گذشته مقبول خدا شدند‌. ۳ از راه ایمان ما پی می‌بریم که کائنات چگونه با کلام خدا خلقت یافت به طوری که آنچه دیدنی است از آنچه نادیدنی است به وجود آمد
امروز صبح وقتی چشمامو باز کردم طبق نیازِ هر روزم با خداوند در دعا و صحبت امروزم را شروع کردم
هر موقع که با خداوند در دعا هستم از زمانی که شروع می کنم تا کلماتی که مرا آسوده خاطر از نیازم در دعا نکند
دست از دعا بر نمیدارم
این رابطه را مدیونِ خداوند عیسی مسیح هستم که با روح القدس مرا در دعا یاری می کند و مرا چنان در دعا شاد و راضی می کند که آن روز برایم کامل میشود و خشنود و رضایت بخش به باقیِ ساعاتِ روزم ادامه میدهم

من امروز در خلالِ عمق دعا به چطور دریافت ایمان فکر میکردم
و یقین میدانم که ایمان ما هم( فقط و فقط) از محبت و هدیۀ خداوند است . آمین
اما می خواستم بیشتر بدانم از خداوند طلب کردم و سوال کردم ( که ما طبق کلام خداوند مسیح ما را انتخاب می کند) که ما در این انتخاب چه نقشی داریم؟ و من چطور میتوانم توضیح دهم که دریافت ایمان هم از توست خداوندم

بله
زمانی که خداوند ما را انتخاب می کند ایمان به مسیح بیاوریم درمقابلِ شنیدن از کلام خداوند:
ما در مقابل ترازوی عدالت خداوند قرار میگیریم وآنچنان در مقابل عظمت و اوج پاکیِ خدا روبرو میشویم
که دیگر قادر نخواهیم بود که گناهکار بودنمان را انکار کنیم و به ناچیز و ناتوان بودنمان تفهیم میشویم
و  اینجاست که نمی توانیم در برابر این نیکویی خداوند نه بگوییم چون آنجاست که

 * کیست که نخواهد گناهانش پاک شود ؟!!!*  کیست که نخواهد این هدیۀ ( فیض ) خداوند را نپذیرد ؟!!!!

کیست که این شفقت شگرف و عجیبِ خداوند را خواستار نباشد؟!!!
کیست کیست ؟!!!!
بله این محبت عظیم و شگفت آور خداوند عیسی مسیح است این شگفت انگیزترین معجزۀ خداوند است که از همه عظیم تر است
و اکنون ایمان همزمان با تفهیم گناهانمان ( در اوج قدرتمندیِ و قدوس ) خدا به ما عطا داده میشود
چون به ناتوانیِ خود پی میبریم و این را خداوند اجازه میدهد که ببینی که در مقابل خدا هیچ هستی .

بله خداوندِ قادر مطلق این اجازه را به ما میدهد. 

که تو همانجا زانوهایت در مقابلش خم میشود و تسلیم با اشتیاق از خداوند سپاسگزاری می کنی.


که در مقابل ایمان به مســیح گناهانت پاک میشود زیرا قدوسییت مسیــح بر تو آشکارمیشود 

( توسط روح القدس ) آمین

و حال با کلامِ زنده خداوند عیسی مسیــح همدل شویــم تا از خدایِ دروغین دور شویم


 ۱۷ لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا.


 ۱۶ زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود
 ۱۸ هر کس به او ایمان بیاورد محکوم نمی‌شود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی می‌ماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است‌.
 ۳۶ آن کسی که به پسر ایمان بیاورد حیات جاودان دارد اما کسی که از پسر اطاعت نکند حیات را نخواهد دید بلکه همیشه مورد غضب خدا خواهد بود‌.

 ۲۵ عیسی گفت: «من قیامت و حیات هستم‌. کسی که به من ایمان بیاورد حتّی اگر بمیرد، حیات خواهد داشت
 ۲۶ و کسی که زنده باشد و به من ایمان بیاورد هرگز نخواهد مرد‌. آیا این را باور می‌کنی‌؟»

 ۱۷ خدا احکام خود را توسط موسی به مردم داد، اما راستی و محبت را بوسیله عیسی مسیح عطا فرمود.
 ۱۲ غیر از عیسی مسیح کسی نیست که بتواند ما را رستگار سازد! چون در زیر این آسمان، نام دیگری وجود ندارد که مردم بتوانند توسط آن از گناهان نجات یابند.»
 ۵ بوسیله عیسی مسیح است که خدا فیض و لطف بی پایان خود را شامل حال ما گناهکاران نالایق کرده و ما را به سراسر جهان فرستاده تا به همه اقوام اعلام کنیم که او چه لطف عظیمی نموده است، تا ایشان نیز به عیسی مسیح ایمان آورند و از او اطاعت کنند.

 ۱۶ زیرا من به انجیل عیسی مسیح افتخار می‌کنم چون قدرت خداست برای نجات تمام کسانی که ایمان بیاورند. پیغام انجیل در ابتدا فقط به یهودیان اعلام می‌شد، اما اکنون همه می‌توانند با ایمان آوردن به آن، به حضور خدا راه یابند.

 ۱۷ این پیغام اینست که خدا فقط در یک صورت از سر تقصیرات ما می‌گذرد و به ما شایستگی آن را می‌دهد که به حضور او برویم؛ و آن وقتی است که به عیسی مسیح ایمان آوریم. بلی، فقط و فقط ایمان لازم است. همانطور که کتاب آسمانی می‌فرماید: «فقط کسی نجات پیدا می‌کند که به خدا ایمان داشته باشد.»

 ۲۱و۲۲ اما اکنون خدا راه دیگری برای نجات به ما نشان داده است. ما تا بحال سعی می‌کردیم با اجرای مقررات و تشریفات مذهبی، به این نجات و رستگاری دست یابیم و در حضور خدا پاک و بی گناه شمرده شویم. اما در این راه نوین، دیگر چنین نیست، هر چند که این راه، چندان هم تازه نیست، زیرا کتاب آسمانی ما از زمانهای گذشته نوید آن را داده بود. اینک خدا چنین مقرر داشته که اگر کسی به مسیح ایمان بیاورد، از سر تقصیرات او بگذرد و او را کاملاً «بی گناه» بحساب آورد. همه انسانها نیز بدون توجه به مقام و یا سوابقشان، می‌توانند از همین راه، یعنی «ایمان به عیسی مسیح» نجات یابند.
 ۲۴ اما اکنون اگر به عیسی مسیح ایمان آوریم، خدا ما را کاملا «بی گناه» به حساب می‌آورد، چون عیسی مسیح به لطف خود بطور رایگان گناهان ما را برداشته است.
 ۲۵ خدا عیسی مسیح را فرستاد تا مجازات گناهان ما را متحمل شود و خشم و غضب خدا را از ما برگرداند. خدا خون مسیح و ایمان ما را وسیله‌ای ساخت برای نجات ما از غضب خود. به این ترتیب او عدالت خود را ظاهر نمود. اگر او کسانی را که در زمانهای گذشته گناه کرده بودند مجازات نکرد، این هم کاملا عادلانه بود، زیرا او منتظر زمانی بود که مسیح بیاید و گناهان آنان را نیز پاک ساز

 ۲۶ در زمان حاضر نیز خدا از همین راه گناهکاران را به حضور خود می‌پذیرد، زیرا عیسی مسیح گناهان ایشان را برداشته است. اما آیا این بی انصافی نیست که خدا گناهکاران را بی گناه بشمارد؟ نه، زیرا خدا این کار را بر اساس ایمانشان به عیسی مسیح انجام می‌دهد، یعنی ایمان به کسی که با خون خود گناهانشان را پاک کرده است.
 ۲۷ آیا حالا دیگر کسی می‌تواند به خود ببالد و تصور کند که با پرهیزکاری و اعمال نیک خود، نجات یافته و مقبول خدا گشته است؟ هرگز! چرا؟ زیرا نجات، نه از کارهای نیک ما و انجام تشریفات مذهبی، بلکه از کارهایی که عیسی مسیح برای ما انجام داد و از ایمانی که ما به او داریم، بدست می‌آید.
 ۲۸ پس ما بوسیله ایمان به عیسی مسیح نجات می‌یابیم و در حضور خدا بی گناه به حساب می‌آییم، نه بسبب کارهای خوب خود یا انجام تشریفات مذهبی.
 ۳۱ حال که بوسیله ایمان نجات می‌یابیم، آیا دیگر لازم نیست شریعت و احکام خدا را اطاعت نماییم؟ نه، درست برعکس است! زیرا فقط زمانی می‌توانیم احکام خدا را اطاعت کنیم که به عیسی مسیح ایمان آوریم.

 ۱ پس چون بوسیله ایمان به عیسی مسیح در نظر خدا پاک و بی گناه محسوب شده‌ایم، از رابطه مسالمت آمیزی با خدا بهره‌مند هستیم. این رابطه زمانی ایجاد شد که خداوند ما عیسی مسیح جانش را روی صلیب در راه ما فدا کرد.
 ۲ بسبب همین ایمان است که عیسی مسیح ما را در چنین مقام و موقعیت عالی و ممتازی قرار داده است، مقام و موقعیتی که اکنون نیز در آن قرار داریم؛ و با اطمینان و شادی فراوان، مشتاق هستیم بصورتی درآییم که خدا برای ما در نظر گرفته است.
 ۱۰ هنگامی که دشمنان خدا بودیم، او بوسیله مرگ فرزندش ما را با خود آشتی داد؛ پس اکنون که دوستان خدا شده‌ایم و عیسی مسیح هم در قلب ما زندگی می‌کند، چه برکات عالی و پُر شکوهی به ما عطا خواهد کرد.
 ۱۱ حال، چقدر از رابطه عالی و جدیدی که با خدا داریم، شادیم! اینها همه از برکت وجود خداوند ما عیسی مسیح است که در راه گناهکاران، جان خود را فدا کرد تا ما را دوستان خدا سازد.

 ۱۵ و چه فرق بزرگی است میان گناه آدم و بخشش خدا! آدم با گناه خود، باعث مرگ عده بسیاری شد؛ اما عیسی مسیح از روی لطف خدا، سبب بخشش گناهان بسیاری گشت.
 ۱۷ در نتیجه گناه یک انسان یعنی آدم، مرگ و نابودی همه چیز را در چنگال خود گرفت؛ اما تمام کسانی که هدیه خدا یعنی آمرزش و پاکی کامل از گناه را می‌پذیرند، از آن پس شریک حیات و سلطنت یک انسان دیگر یعنی عیسی مسیح می‌گردند.
 ۲۱ قبلا گناه بر انسان حکومت می‌کرد و باعث مرگ می‌شد، اما اکنون لطف و مهربانی خدا حکومت می‌کند تا نه تنها ما را در نظر او شایسته سازد، بلکه بوسیله خداوند ما عیسی مسیح، ما را به زندگی جاوید برساند

 ۲۳ زیرا هر که گناه کند، تنها دستمزدی که خواهد یافت، مرگ است؛ اما هر که به خداوند ما عیسی مسیح ایمان آورد، پاداش او از خدا زندگی جاوید است.

 ۱ بنابراین، چون به عیسی مسیح تعلق داریم، هیچ محکومیت و مجازاتی در انتظار ما نیست.
 ۳ درواقع، ما با دانستن احکام مذهبی از چنگال گناه نجات پیدا نکردیم، زیرا قادر به رعایت آنها نیستیم. به همین علت خدا طرح دیگری برای نجات ما تهیه دید. او فرزند خود عیسی مسیح را در بدنی مانند بدن انسانی ما به این جهان فرستاد، با این تفاوت که بدن او مثل بدن ما تحت سلطه گناه نبود. او آمد و جانش را در راه آمرزش گناهان ما قربانی کرد، تا ما را نیز از سلطه گناه آزاد سازد.

 ۹ درواقع، اگر انسان با زبان خود نزد دیگران اقرار کند که عیسی مسیح خداوند اوست و در قلب خود نیز ایمان داشته باشد که خدا او را پس از مرگ زنده کرد، نجات خواهد یافت.

 ۱۸ تمام این نیکویی‌ها از سوی خدایی است که بخاطر فداکاری عیسی مسیح، ما را با خود آشتی داده است، و این مسئولیت را به ما سپرده تا پیغام این آشتی را به دیگران نیز برسانیم و ایشان را بسوی لطف الهی رهنمون شویم.
 ۹ زیرا خود می‌دانید که خداوند ما عیسی مسیح چقدر بخشنده و مهربان است؛ او با اینکه در آن مقام آسمانی‌اش ثروتمند بود، برای کمک به شما به این جهان آمد و فقیر شد، تا با فقر خود شما را ثروتمند سازد.
 ۱۵ خدا را شکر برای هدیه‌اش عیسی مسیح، هدیه‌ای عالی که با کلمات قابل وصف نیست!


۱۳۹۵ مرداد ۲۳, شنبه

بیایید عیسی را بشناسیم ( کتایون )


عیسی مذهب نیست.
عیسی مکتب است ؛درس است؛ حقیقت است ؛ تعلیم است ؛ انقلاب درون است؛ انسان آموزیست
برای رسیدن به خدایِ حقیقی باید اول زبان خداوند را یاد بگیرید؛ و آن هم مستلزمِ خواندن انجیل است


وقتی من کتاب انجیل را مطالعه کردم و جستجو کردم؛ سوال کردم؛ و دعا کردم
به حقیقتی رسیدم که نمیشود دو خدا وجود داشته باشد ( قرآن یا انجیل )
بله خدایِ حقیقی و زنده به شما کمک می کند تا او را بشناسید و با او ملاقات کنید
تمام وجودم پر از شک و تردید شد و یک خوف و ترسی که نمیدانستم
این خوف و ترس به معنی نزدیک شدن به حریمِ  حقیقیِ خداوند است ...واووو بله به حریم خداوند نزدیک شدن
عیسی کلامش معروف است به کلام زنده ؛ که من مرتب در پیِ معنی ( کلام زنده) این کلمات بودم حتی وقتی انجیل را میخوندم دنبال معجزاتِ عیسی نبودم ( که معجزات عیسی شگفت انگیز بود ) اما من به دنبال کلام زنده بودم حقیقتی شگرف که او در سخنانش ادعاهایِ بزرگی کرده بود و بر اساسِ این ادعاها باید بر من هم روشن میشد که او کیست؟!!!
و عجیب تر این بود که هم در مورد شناسایی خودش مرا هدایت کرد و هم در مورد شناسایی من ( انسان )
تمام کلام زنده خداوند با من صحبت  کرد و درون مرا  شکافت ؛ یک دگرگونیِ عجیب در درون؛ یک پالایش یک سازش؛ شروعِ وجودی جدید ؛ نو شدن بله تولدی از روح  و من اول به سلول زندۀ خودم رسیدم ...واوووو چه عظیـــم است او؛ چه عجیب است او....
و ان چیزی که درون مرا سیراب می کرد تا به نقطه پایان نداشتن او برســم کلامش بــود حال همچنان مرا به سوی خود میبرد

عیسی قله و اوجِ مکاشفۀ خداست
برای ملاقات با عیسی باید با کلامِ خودش با او به چراهایتان برسید






اول قرنتیان   فصل ۱ 

مسیح، قدرت و حکمت خدا  
 ۱۸ پیام صلیب برای آنانی که در راه هلاکت هستند پوچ و بی معنی است ولی برای ما که در راه نجات هستیم قدرت خداست ۱۹ چنانکه کتاب مقدس می‌فرماید: «حکمت حکیمان را باطل و فهم دانشوران را زایل خواهم کرد‌‌.» ۲۰ پس کجاست حکیم؟، کجاست دانشور؟ و یا کجاست بحث کننده این جهان؟ خدا نشان داده است که حکمت این جهان پوچ و بی معنی است‌. ۲۱ خدا در حکمت خویش چنین مقرر فرمود که جهانیان نتوانند با حکمت خود او را بشناسند بلکه صلاح دانست که به وسیلۀ همین پیام پوچ و بی معنی ما ایمانداران را نجات بخشد‌. ۲۲ یهودیان خواستار معجزات هستند و یونانیان دانش و حکمت را دنبال می‌کنند، ۲۳ اما ما مسیح مصلوب شده را اعلام می‌کنیم، اگر چه این موضوع برای یهودیان سبب لغزش و رنجش و برای یونانیان پوچ و بی معنی است، ۲۴ اما برای کسانی که خدا آنها را دعوت کرده است خواه یهود، خواه یونانی مسیح قدرت خدا و حکمت اوست، ۲۵ زیرا آنچه در مورد خدا جهالت محسوب می‌شود از حکمت آدمیان حکیمانه‌تر و ضعف خدا از قدرت انسان قوی‌تر است‌. ۲۶ ای دوستان من، به خاطر داشته باشید، در آن هنگام که خدا شما را دعوت کرد چه نوع اشخاصی بودید: از روی معیارهای این جهان اکثر شما افرادی حکیم، با نفوذ، و یا نجیب زاده نبودید ۲۷ بلکه خدا عمدأ آنچه را که جهانیان پوچ و بی معنی می‌شمارند برگزید تا حکیمان را خجل سازد و آنچه را که جهانیان ضعیف می‌پندارند انتخاب کرد تا نیرومندان را شرمنده سازد ۲۸ و خدا آنچه را که دنیا خوار و خفیف و حتّی نیستی می‌شمارد برگزید تا جهان هستی‌ها را براندازد، ۲۹ تا هیچ انسانی در حضور او دلیلی برای فخر کردن نداشته باشد‌. ۳۰ خدا شما را با مسیح متحد ساخت و مسیح را برای ما حکمت، نیکی مطلق، پاکی و آزادی گردانیده است‌. ۳۱ بنابراین چنان که کلام خدا می‌فرماید: «هر که بخواهد فخر کند باید به خداوند فخر نماید‌‌.»

لـوقـا   فصل ۱۱


۹ «و من به شما می‌گویم سوال کنید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما بازکرده خواهد شد. ۱۰ زیرا هر که سوال کند، یابد و هر که بطلبد، خواهد یافت و هر که کوبد، برای او باز کرده خواهد شد.



 ۳۷ در آخرین روز که مهمترین روز عید بود عیسی ایستاد و با صدای بلند گفت: «اگر کسی تشنه است پیش من بیاید و بنوشد‌.




 ۱۴ اما هر کس از آبی که من می‌بخشم بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد زیرا آن آبی که به او می‌دهم در درون او به چشمه‌ای تبدیل خواهد شد که تا حیات جاودان خواهد جوشید‌‌.»

۳۵ عیسی به آنها گفت: «من نان حیات هستم، هر که نزد من بیاید هرگز گرسنه نخواهد شد و هر که به من ایمان بیاورد هرگزتشنه نخواهد گردید‌.









تغییر



                                    "برای كشف اقیانوسهای جدید
                         باید شهامت ترك ساحل آرام خود را داشته باشید. 
                                 این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر."


(لئو نیكولایویچ تولستوی)

زندگی



                                                   زندگي، پديده اي ايستا نيست؛ 
            تنها دو گروه نمي توانند انديشه هاي خود را عوض كنند: ديوانگان تيمارستان و مردگان گورستان.

اورت ديركسن



Everett McKinley Dirksen (January 4, 1896 – September 7, 1969) was an American politician of the Republican Party. He represented Illinois in the U.S. House of Representatives (1933–1949) and U.S. Senate (1951–1969). As Senate Minority Leader for over a decade, he played a highly visible and key role in the politics of the 1960s, including helping to write and pass the Civil Rights Act of 1964 and the Open Housing Act of 1968, both landmarks of civil rights legislation. He was also one of the Senate's strongest supporters of the Vietnam War and was known as "The Wizard of Ooze" for his oratorical style.

جهنم



پرویز صیّاد از بازیگران سینمای ایران قبل از انقلاب است که علاوه بر بازیگری نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی را نیز در کارنامهٔ هنری خود دارد.





بدون شرح



مارتین لوتر کینگ( جمله ای فراموش نشدنی )




                     در آخر ما حرفهای دشمنانمان را از یاد می‌بریم، 
                            اما سکوت دوستانمان را هرگز!



مارتین لوتر کینگ

مارتین لوتر کینگ جونیور (۱۵ ژانویه ۱۹۲۹ - ۴ آوریل ۱۹۶۸) رهبر سیاهپوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا بوده است.

۱۳۹۵ مرداد ۲۲, جمعه

حکمت در کتاب مقدس ( افشین لطیف زاده )

Image result for nyckel bible

به‌نظر می‌آید کلمۀ حکمت در زمان حاضر واژۀ از دور خارج شده‌ای است. امروزه دیگر به کسی "حکیم" نمی‌گویند و ما را برای "حکمت‌اندوزی" تشویق نمی‌کنند. "تحصیل" و "دانش اندوزی" واژگان رایج عصر فعلی است. اگر شخصی دارای تحصیلات عالیه باشد، او را حتی ناگفته "حکیم" می‌پنداریم. به‌زعم ما "دانشگاه" مکانی است که در آن به عمق مفاهیم پی می‌بریم و اگر کسی از نعمت آموزش دانشگاهی برخوردار نباشد، خود را از درک عمیق مفاهیم و معانی و یا به اصطلاح قدما "حکمت" محروم داشته است. اما کلام خدا معنایی بس ژرف‌تر و عمومی‌تر و کاربردی‌تر برای واژۀ حکمت قائل است. می‌توان به بالاترین مدارج تحصیلی رسید، اما از آنچه کلام خدا "حکمت" می‌نامد فاصله گرفت. می‌توان در انزوا و تنهایی، تخصصی‌ترین تحقیقات علمی را انجام داد اما از فهم و درک صحیح دور شد (امثال سلیمان ۱۸:‏‌۱). می‌توان در پیش چشم دیگران فردی عالم به‌نظر آمد و با اتکا به مدارک درخشان تحصیلی به خود بالید، اما در برابر چشمان نافذ خدا بس تهی و حقیر بود. آنچه امروزه در مراکز آکادمیک تحت عنوان دانش انتزاعی (Abstract)، تحلیلی (Analytical) و خاص (Specified) نام برده می‌شود، همگون و همسنگ با آنچه کلام خدا حکمت می‌نامد نیست. از این رو در ابتدا لازم است که تعریف درستی از این واژه به‌دست دهیم تا از خلط آن با مفاهیم رایج اجتناب ورزیم.
 

معنای حکمت در کتاب‌مقدس

انسان فطرتاً موجودی ارزش‌باور و ارزش‌محور است. همۀ ما بر اساس ارزش‌هایی خاص، زندگی خود را سمت و سو می‌دهیم. همچو خورشید که در منظومۀ ما، محور حرکت اجسام سماوی است، ارزش‌ها جهت‌دهندۀ راه و طریقی است که در زندگی در پیش می‌گیریم و برای تحقق آنها تمام تلاش‌مان را هزینه می‌کنیم. برای عدۀ بسیاری این محوریت خواست خود و یا خواست دیگران است. ما یا برای خود زندگی می‌کنیم و یا برای دیگران و اگر کسی را بیابیم که اینگونه نیست، او را فردی فاقد هدف و ارزش قلمداد می‌کنیم. اما کلام خدا به‌روشنی بیان می‌کند که شخص حکیم کسی است که محور ارزش‌هایش نه خود و نه دیگران بلکه خداست. چنین شخصی ممکن است فاقد هر نوع تحصیلات دانشگاهی باشد اما زندگی خود را بر مبنای انجام خواست خدا بنا می‌کند و می‌کوشد اهداف الهی را در هر آنچه می‌اندیشد و به عمل می‌آورد به اجرا درآورد. بدین‌سبب کلام خدا "ترس خدا" را آغاز حکمت می‌نامد (امثال سلیمان ۱‏:‏‌۷). واژۀ ترس ترسیم‌کنندۀ حالتی خاص است. وقتی از چیزی می‌ترسیم، حالتی خاص از حیات را به نمایش می‌گذاریم. از این رو، حکمت امری فراتر از آگاهی صرف است و معرف حالت و وضعیت ما در برابر خداست. حکمت فراتر از بهرۀ هوشی و توانایی‌های ذهنی و انتزاعی است. حکمت بس والاتر از انجام تکالیف درسی است. می‌توان آن را به سفری تشبیه کرد که در آن دگرگونی ارزش‌ها با محوریت خدا رخ می‌دهد. می‌توان آن را جستجویی نامید برای هر چه عمیق‌تر درک کردن رازهای هستی و حیات. در کلام خدا با دو منبع مهم کسب حکمت آشنا می‌شویم. یکی را می‌توان منبع مکتوب نامید. مطالعۀ توأم با تعمق کلام خدا، ما را به‌طور قطع به سرزمین حکمت و خداترسی می‌برد. اما کلام خدا به منبع دیگری نیز اشاره می‌کند و آن "تعمق در مشاهدات و تجربیات" است. شاید بتوان این منبع حکمت اندوزی را منبع شفاهی نامید. باید جدا از مطالعه، به جهان پیرامون و زندگی نگاهی عمیق داشت. باید به آفرینش و سفر زندگی با حالت ترس نظر انداخت و به راز آفرینش و حیات اندیشید چرا که هر دوی آنها در لایه‌های تحتانی حاوی معانی غنی و عمیقی‌اند. حکمت در کلام خدا به هیچ‌وجه، مختص دانشجویان دانشگاه‌ها نیست بلکه به‌طرز باور نکردنی در دسترس همگان است. حکمت به‌جای انزواطلبی، در کوچه‌ها و میدان‌های عمومی شهر "همه" را فرا می‌خواند (امثال سلیمان ۱‏:‏‌۲۰‏-‏‏‏‏‏‏‏۲۱). همۀ ما کارت دعوتی سخاوتمندانه را از خدا دریافت می‌کنیم تا از خوان غنی و لذیذ او درس حیات بیاموزیم. حال می‌خواهیم به سه بُعد و یا سه تأکید مهم ادبیات حکمتی[1] در کلام خدا اشاره کنیم.

۱-‏‏‏‏‏‏‏ تأکید بر اهمیت خلقت
ما در جهانی بسر می‌بریم که به‌طرز غم‌انگیزی درگیر و شاهد بحران‌های زیست محیطی است. آنچه در کلام خدا تحت عنوان “زمین” از آن با حساسیت یاد می‌شود، معرف ارزشی است که خدا برای زمینی که در آن بسر می‌بریم قائل می‌شود. کلام خدا به‌وضوح بیان می‌کند که ما به زمین تعلق داریم و نه زمین به ما. به دیگر سخن خلقت انسان زیر مجموعۀ دایرۀ بزرگ‌تری است که “خلقت” نام دارد و انسان در بدو آن، مسئولیت حفاظت از خلقت را به‌عهده داشت (پیدایش ۲‏:‏‌۱۵). از این رو، تمامی فعالیت‌هایی که در جهت حفظ محیط زیست صورت می‌گیرد در تطابق با هدف خدا برای خلقت است. اخیراً کتاب‌مقدسی به‌نام کتاب‌مقدس سبز (The Green Bible) چاپ شده که حتی نگاه اجمالی به آن بیانگر تعداد شگرف آیاتی است که در کلام خدا به طبیعت اشاره شده است. خداوند فقط به فکر نجات انسان‌ها نیست، بلکه جهان طبیعی عرصۀ عمل و نجات اوست. تعلق ما به طبیعت و نه حاکمیت مستبدانۀ ما بر طبیعت، به معنای در پیش گرفتن نوع دیگری از زندگی است که در آن انسان به هدف اولیۀ خلقت که همانا پاسداری از آفرینش است باز می‌گردد. از سوی دیگر تأکید ادبیات حکمتی بر اهمیت خلقت ما را از دوگانه باوری (Dualism) افراط‌گونه بر حذر می‌دارد. دوگانه باوری تفکری است که در آن جهان طبیعی فاقد معنا قلمداد شده و صرفاً در پرتو فانی بودنش تعریف می‌گردد. چنین رویکردی در کلام خدا رد می‌شود. جهان طبیعی نه عین ذات خداست و نه عاری از هرگونه جلوۀ اوست. بلکه مصنوع و اثر خداست. بسان تابلوی زیبایی که انگشت اشاره‌اش به سوی خالقش است. خداوند در کتاب‌مقدس به دفعات با اشاره به خلقت جهان به قومش پیغام می‌دهد که در صدد خلق امر نویی است (کتاب اشعیا باب‌های ۴۰ به بعد). مطالعۀ ادبیات حکمتی ما را تشویق می‌کند که نگاه خود را به خلقت تغییر دهیم و به نوعی در آفرینش و در پس آن، خدای خلاقی را ببینیم که دائم در حال نوسازی خلقت است. به دیگر سخن، مطالعۀ این ادبیات، الهیات آفرینش را در ما تقویت می‌کند.


Image result for nyckel bible
۲-‏‏‏‏‏‏ تأکید بر جایگاه انسان در جهان
جستجوی حکمت جستجویی است برای یافتن جای خود در نظام آفرینش. ابتدا باید جایگاه خود را شناخت و از آنجا به شناخت خود نایل شد. انسان‌شناسی (آنتروپولوژی) بدون درک جای خود در جهان، امکان‌پذیر نیست. تعیین مختصات مکانی سهم غیرقابل انکاری در تعریف خود دارد. برای هر یک از ما بسیار اتفاق افتاده است که گاه در معمای هزار توی زندگی گم می‌شویم و ناامیدانه در پی تعیین هدف و تعریف خود برمی‌آییم اما نمی‌دانیم کجا هستیم. حکمت، مختصات مکانی ما را تعریف می‌کند تا بتوانیم “راه خود را” و به بیانی دیگر “خود را” پیدا کنیم. امروزه شاهد آنیم که بسیاری دچار بحران هویتند و کورکورانه به راهی می‌روند که دیگران سالک آنند. ما هر روزه با هزاران تعریف عرضه شده در بازار برای تعریف خود روبروییم و گاه خود را در جمع این تعاریف گم می‌کنیم. گویی خطر گم‌شدگی و گم‌گشتگی خطری دائمی است. حکمت ما را به تعریف درست خود و نگاه درست و واقع‌بینانه به زندگی تشویق می‌کند. گاه این نگاه، نگاه غم‌انگیزی است (کتاب جامعه و ایوب)، اما حکمت ابایی ندارد که پرده از حقایق غم‌انگیز حیات بردارد. سفر حکمت و جستجوی آن، گاه سفری پردرد و رنج و جانکاه است. سفری که در آن درک به رنج می‌انجامد (جامعه ۱:‏‌۱۸) اما جایگاه واقعی ما قربانی خوش‌بینی‌های کاذبانه نمی‌شود. از این رو، این ادبیات به‌شدت شخصی است. گویی حکمت در پی آن است که از جز به کل و یا از شخص بسوی مجموعۀ اشخاص حرکت کند. مطالعۀ ادبیات حکمتی، انسان‌شناسی را در ما تقویت می‌کند.
 
۳-‏‏‏‏‏‏‏ تأکید بر ارزش والای زن
در کتاب‌های امثال سلیمان و غزل‌غزل‌ها، زن نقش کلیدی دارد. در امثال سلیمان، حکمت به زنی تشبیه می‌شود دوست‌داشتنی که همه را دعوت به مصاحبت با خود می‌کند. از سوی دیگر در این کتاب زن دیگری نیز وجود دارد که باید از او پرهیز کرد. خانم حکمت ما را به قلمرو سعادت می‌برد و زن ضد حکمت زندگی ما را به باد می‌دهد و سرنوشت ما در گرو گوش دادن و تبعیت از یکی از دو زن است. تشبیه حکمت به زن از آن رو حائز اهمیت است که در اسرائیل باستان، زنان از هویت اجتماعی برخوردار نبودند و مردان حاکم عرصه‌های خارج از خانه بودند. به همین دلیل، توجه به این ادبیات برای قوم خدا بسیار اهمیت داشت تا نقش غیرقابل انکار و حیاتی زنان را در شکل‌گیری جامعه از یاد نبرند. اما می‌توان بدین ‌نتیجه هم رسید که تشبیه حکمت به زنی که در کوی و برزن (خارج از خانه) همگان را دعوت به پیروی از خود می‌کند، بذر فروپاشی نظام اجتماعی کهن اسرائیل را نیز در خود می‌پروراند. گویی حکمت به ما می‌گوید به هنجارهای اجتماعی که قرن‌ها آنها را بی چون و چرا پذیرفته‌ایم، نگاهی دوباره بیندازیم و اگر آنها به محدود کردن سهم حیات برای عده‌ای ختم شده‌اند، بذر فروپاشی‌شان را آگاهانه بکاریم. در کتاب غزل‌غزل‌ها نیز یکی از شخصیت‌های اصلی داستان زن است که درد جانگاه عشق را در وجود خود دارد. او با اعتمادبه‌نفس مثال‌زدنی سخن می‌گوید، شماتت می‌کند، درد می‌کشد و دائم در حال جستجوست. چنین تصویری در فضای اجتماعی مرد سالار اسرائیل بدیع و به‌نوعی تکان‌دهنده است. تشبیه حکمت به زن، الگویی را برای جامعۀ به‌شدت مرد سالار اسرائیل به تصویر می‌کشد که برای آنان غیرقابل هضم بود. زن، مدل و الگوی رفتاری برای مرد می‌شود. مردان باید به خانم حکمت و نه زن ویرانگر حکمت گوش دهند. از سوی دیگر تشبیه حکمت به زن، معرف جذابیت و زیبایی و خواستنی بودن حکمت است. حکمت‌اندوزی سفری هنرمندانه و زیباشناسانه است. حکیمان شاعران و هنرمندان عصر خویشند که می‌کوشند با خلق اثری زیبا، معنای حیات را برای ما ترسیم کنند. بیان این حقیقت که سبک ادبی نوشته‌های حکمتی، موزون و شعری است، ما را از درک خسته‌کننده و بدون شور حیات مصون می‌دارد. هدف این ادبیات ایجاد آرزوهای سالم و سرشار از طراوت زندگی است. تشبیه حکمت به زن، زایایی هستی را به ما یادآوری می‌کند و اهمیت والای زنان را در شکل‌گیری با معنای حیات گوشزد می‌کند.
هنر به‌عنوان مقوله‌ای زیباشناسانه، نیروی زندگی را در ما برمی‌انگیزاند و زیبایی خانم حکمت ما را تشویق می‌کند تا آن را بدست آورده، با آن خوب زندگی کنیم (امثال سلیمان ۳:‏‌۱۸).
حال به بررسی اجمالی هر یک از کتب حکمتی در کتاب‌مقدس می‌پردازیم و می‌کوشیم ارزش منحصربه‌فرد هر یک را در سطوری کوتاه باز شناسیم.


 

مثال سلیمان

این کتاب در دوران پادشاهی و پس از تبعید شروع به شکل‌گیری کرد (اول پادشاهان ۴:‏‌۳۲ -‏‏‏‏‏‏ ۳۴). تبعید و شکست معرف بحران هویت است و در چنین لحظاتی نیاز به تعریف مجدد خود داریم تا مجدداً ارزش‌های بنیادین خود را به یاد آوریم. سبک شعری این کتاب، امکان به‌خاطر‌سپاری مفاهیم بنیادی را سهل‌تر می‌سازد. کتاب امثال نمایانگر ارزش‌های اخلاقی است که در زندگی روزمره باید آنها را به کار گیریم. به دیگر سخن، این کتاب، به خداترسی در عمل می‌پردازد. چگونه در زندگی روزمره و در مناسبات اجتماعی هر روزه، به‌گونه‌ایی زندگی کنیم که خواست خدا انجام شود. شایان ذکرست که ارزش‌های ارائه شده در این کتاب را نباید به شکل جزمی و غیرقابل انعطاف بررسی کرد. در این کتاب با قوانین حیات همچون قانون جاذبه روبرو نیستیم. هدف امثال، خلق فضایی است که در آن به‌گونه‌ای باز و انعطاف‌پذیر به مسائل نگاه کنیم و فکر خود را وسعت دهیم. حال به بررسی تعدادی از آنها می‌پردازیم.
 

نقد مخرب و نقد سازنده

امثال سلیمان ۲۷:‏‏‌۵-‏‏‏‏‏‏‏۶ توبیخ آشکار به از محبت پنهان
زخمی هم که از دوست رسد وفادار است.
اما به صد بوسۀ دشمن هم نتوان اعتماد کرد.
همچنین نگاه کنید به، ۱۷:‏۱۰، ۱۰:‏۱۰، ۱۰:‏۱۷، ۱۳:‏۱۸، ۱۵:‏۵ و ۱۰:‏۱۲
 
این آیات فضای صحبت و انتقاد سازنده را به تصویر می‌کشند. گویی هیچ چیز از برخورد سریع و بی‌تأمل بدست نمی‌آید. محبت می‌تواند حتی از برخی تقصیرات چشم‌پوشی کند (امثال ۱۰:‏‌۱۲). هدف از انتقاد، تخریب نباید باشد، بلکه هدف ایجاد شالوم و آرامش الهی در وجود و محیط شخص است. گاه باید حتی به هنگام دیدن معایب، شکیبایی به خرج داد، چون ممکن است شخص خاطی توانایی شنیدن و پذیرش معایب خود را نداشته باشد. باید از انگیزه‌های خود نیز اطمینان کسب کرد. آیا گوینده از محبت کافی برای ابراز نقص دیگری برخوردار است و یا صرفاً بدون محبت در پی بیان حقیقت است؟ آیا می‌توان به جرأت گفت که من این شخص را چنان دوست دارم که می‌توانم با حکمت و سعۀ صدر به‌گونه‌ای که آرامش و شالوم الهی در زندگیش پدید آید، تقصیراتش را به او بیان کنم؟ در این راستا، نه تنها گوینده، حکمت خود را می‌سنجد، بلکه شنونده نیز با نوع شنیدن خود، پرده از میزان گشودگی خود به حکمت خدا برمی‌دارد. ما چگونه به انتقادات گوش می‌کنیم؟
خوانندۀ عزیز همانگونه که در مطالعۀ این سری از امثال دریافتید، هدف آنها خلق فضایی جدید در افکار و حالات ماست. امثال را نباید فرمول‌گونه درک کرد. کتاب امثال در بردارندۀ سخنان حکیمانه‌ای است که قرن‌ها آزموده شده و صحت آنها به اثبات رسیده است. این کتاب تبلور راهکارهایی است که فهم و رفتار خردمندانه را به بار می‌آورد و دانشی را به ما می‌بخشد که مجزا از زندگی اخلاقی نیست (امثال ۱:‏‌۱-‏‏‏‏‏‏ ۷).
 

جامعه

شاید بتوان این کتاب را نقدی بر سایر نوشته‌های حکمتی به حساب آورد. اگر حکمت در امثال سلیمان با خود "سعادت و شادی" به ارمغان می‌آورد، مطابق نظر این کتاب "غم و درد" حاصل آن است. در مطالعۀ کلام خدا باید به صداها و پیام‌های به‌ظاهر متضاد کتاب‌ها به دقت گوش کرد، زیرا حقیقتی عمیق در پس این شهادات تناقض‌گونه وجود دارد. شایان ذکر است که عنوان کتاب‌های عهدعتیق از ترجمۀ یونانی کتاب‌مقدس برگرفته شده است. در اصل عبری، عنوان این کتاب "کوهِلِت" است که می‌تواند به معنای فردی باشد که دیگران را فرا می‌خواند تا تجربیاتش را با آنها در میان بگذارد. واژۀ کلیدی این کتاب، "هِبِل" (بطالت) است که بارها در کتاب ذکر می‌شود. هِبِل می‌تواند به معنای "پوچی و بی‌معنایی" و همچنین "ناپایداری و زودگذری" باشد. بر این باورم که آنچه کوهِلِت به ما می‌گوید به معنای آن نیست که زندگی و حیات یک شوخی و یا جوک غم‌انگیز است. کوهلت نمی‌گوید از درک ساده‌لوحانه و توهم خوش‌بینانۀ خود پیرامون باور به حیات با معنا بیدار شو. آنچه کوهلت به جِد به نقد می‌کشد نه بی‌معنایی حیات، بل بی‌معنایی خلق معنا صرفاً در دایرۀ تلاش و دستاوردهای انسانی است. عبارت "در زیر آسمان"، فضایی را که درک در آن صورت می‌گیرد، ترسیم می‌کند. "زیر آسمان"، خبر از محدودیت‌ زمانی، مکانی، ادراکی و فیزیکی بشر می‌دهد. انسانی که محدود در زمان و فضاست و مرگ هر لحظه در تعقیب اوست و در دام حوادث اسیر است، نمی‌تواند و نباید ادعاهای بزرگ کند. به بیان دیگر، این کتاب خواننده را تشویق به افتادگی می‌کند. نباید به خود و دستاوردهای خویش چنان بنگریم که گویی آنها ابدی‌اند و در خاطره‌ها جاودانه باقی خواهند ماند. از سوی دیگر، باور به زودگذری حیات، ما را وا می‌‌دارد که قدر لحظات تکرار‌نشدنی زندگی‌مان را بدانیم و هر لحظه از آن را حرمت و ارج نهیم. در این کتاب حدود ۲۸ بار از واژۀ "دادن" به معنای بخشیده شدن استفاده می‌شود. گویی کوهِلِت به ما می‌گوید ببین که چقدر به تو بخشیده شده است. هدایای زندگیت را بشمار و قدر آنها را بدان. نعمت خانواده، خلقت، زمان و تمامی آنچه را که خداوند به هر یک از ما بخشیده است، تکرار نشدنی است. برای کوهِلِت، شادی و گشاده‌دستی دو عامل مهم تسکین‌دهندۀ هِبِل حیات هستند. نصیحت پایانی کتاب بار دیگر اهمیت بنیادی "ترس خدا" را گوشزد می‌کند. ترس خدا به‌عنوان مهم‌ترین "تکلیف انسان" و یا به‌عبارت دیگر اساسی‌ترین طریق "تعریف انسان"، ما را از پوچی، زودگذری و مصائب حیات محفوظ می‌دارد.
 

غزل‌غزل‌ها

حکمت و عشق چنان در هم تنیده‌اند که نمی‌توان آنها را از یکدیگر جدا نمود. باید عاشق حکمت بود تا آن را بدست آورد. باید عاشقانه به جستجوی آن پرداخت و درد و زجر هرمان آن را به جان خرید.
 
این کتاب بزرگ‌ترین مشکل حیات را فقر عشق و صمیمیت می‌داند. فقر عشق به خدا، به دیگری و به طبیعت. این کتاب دعوتی است لاینقطع برای بازگشت به عشقی بالغ و رو به فزونی. این کتاب دعوتی است برای رفع بیگانگی از خدا، از خود، از دیگری و از خلقت. تنها در سایۀ بازیابی این صمیمیت از دست رفته است که تقدس رخ می‌دهد و جهان عرصۀ تجلی عمل الهی می‌گردد. آنچه احیاکنندۀ عشق انسانی است، عشق لایتغیر و همیشه حاضر و فعال خداست. این کتاب روایت درد عشق دو عاشق است که با نهایت احترام و عطش فراوان در انتظار وصال یکدیگرند. در باب اول آیۀ ۹، مرد زن را به اسبی در ارابه فرعون تشبیه می‌کند. نویسنده در این قسمت به رویدادی شناخته شده در نبردهای باستانی اشاره می‌کند. در نبردی که فرعون با پادشاه قادش داشت. قادشیان که می‌دانستند اسبان فرعون، ماده می‌باشند، اسبان نر را به ارابه‌های او نزدیک کردند تا در میان آنها ناآرامی و همهمه بیندازند. به دیگر سخن مرد به زن می‌گوید «تو مردان را از خود بیخود می‌کنی». عشق خدا به انسان این‌گونه است. عشق اکسیر رها شدن از خود و توجه به دیگری است و آگاهی از عشق بی‌حد و مرز محبوب، در ما ایجاد عشق می‌کند.


ایوب

کتاب ایوب روایت شنیدن حکمت از شخص رنجبر است. این کتاب بیشتر از آن که بخواهد دلیل رنج را از خدا بپرسد و یا به تجربه و تحلیل خود رنج بپردازد، بر شخص رنجبر متمرکز است. گویی فرد رنجبر از اقتداری خاص برای سخن گفتن برخوردار است. اقتداری که شنونده را به "سکوت" و فراتر از آن به "احترام" نسبت به شخص رنجبر تشویق می‌کند. این کتاب نمایانگر آن است که او که دردی جانکاه بر خود دارد، الهی‌دانی است که درکی خاص و منحصربه‌فرد از خدا دارد. ایوب روایت الهیات نه رنج بلکه رنجبر است. رنجبری که حق سخن گفتن و حق شنیده شدن را به تمامی داراست.
باب‌های پایانی این کتاب بسیار پر رمز و راز است. شاید پیغام کتاب آن است که نمی‌توان همیشه به درک روشن درد و رنج رسید و یا نباید همواره به‌دنبال پاسخ بود. چرا که پاسخ، خود به درد و رنج مشروعیت می‌دهد. و یا شاید پیغام آن است که خدا را نباید تنها در دایرۀ درک اخلاقی خود تعریف کرد (خروج ۳۴:‏‌۶). از خدا نباید با درک محدود خود، موجودی قابل پیش‌بینی و فرمول‌پذیر بسازیم. او گاه برای خیر ما، ما را به عرصه‌هایی می‌برد که برای‌مان هضم ناشدنی است، اما می‌توان مثل ایوب از کورۀ آزمایش سربلند و متحول شده بیرون ‌آمد.
 
آنچه در پایان این نوشتۀ اجمالی و سرشار از نقض بیش از پیش جلوه می‌کند، نیاز به مطالعۀ آهسته و پر از تعمق ادبیات حکمتی است. از یاد نبریم که ترس از خداوند سرآغاز دانش است (امثال سلیمان ۱:‏‌۷).


[1]  ادبیات حکمتی درکتاب‌مقدس به‌طور خاص به کتاب‌های امثال سلیمان، جامعه، غزل‌غزل‌ها و ایوب اشاره دارد اما برخی از مزامیر را نیز می‌توان در زمرۀ این ادبیات به حساب آورد. به‌طور کلی هر گاه نویسنده در پی قیاس دو راه برمی‌آید (راه حکمت و راه تباهی)، و یا خواننده را تشویق به مشاهدۀ عمیق خلقت و یا تجربیات زندگی می‌کند، گفتگوی او از سبک حکمتی برخوردار است.


همراه با شما (فصل دوم)؛ الهیات مسیحی؛ تثلیث و وحدانیت ۳؛ برادر کیوان 201...

همراه با شما (فصل دوم)؛ الهیات مسیحی؛ تثلیث و وحدانیت ۲؛ برادر کیوان 201...

۱۳۹۵ مرداد ۱۶, شنبه

مقامات کلیسای پنطیکاستی روسیه خواستار رسیدگی به وضعیت سه زندانی مسیحی در ایران شدند( محبت نیوز)

پس از دو سازمان مسیحی در آلمان اینک مقامات ارشد مسیحیان پنطیکاستی روسیه با ارسال نامه ایی به سفیر ایران خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان مسیحی تبعه آذربایجان در ایران شدند.


به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه شهروند مسیحی اهل کشور آذربایجان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی روسیه از جمهوری اسلامی خواستار پیگیری پرونده آنها شد.
خبرگزاری روسی «اسپوتنیک»در این‌باره نوشت دفتر مطبوعاتی اتحادیه مسیحیان پنطیکاستی روسیه متن پیام «سرگئی ریاخوفسکی»، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی و عضو مجلس اجتماعی روسیه به مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه را منتشر کرد.
اسقف سرگئی ریاخوفسکی در این نامه سفیر ایران را در جریان دریافت نامه‌ای از طرف «رسیم خلیلوف» کشیش ارشد یک کلیسای جمهوری آذربایجان موسوم به «کلمه زندگی بخش» قرار داد.
در این نامه عنوان شده که دو کشیش این کلیسا در باکو به نامهای «الدار قربانوف» (۴۸ ساله)، «یوسف فرهادوف» (۵۲ ساله) و «بهرام نسیبوف» کشیش و مترجم ۳۶ ساله به دعوت دوستان ایرانی خود روز ۲۲ ژوئن سال ۲۰۱۶ وارد تهران شدند تا در یک مراسم نامزدی شرکت کنند.
هدف سفر آنها، بازدید دوستانه بود و قصد تبلیغات دینی نداشتند اما روز ۲۴ ژوئن سال ۲۰۱۶ در جریان مراسم جشن نامزدی توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند و خویشاوندانشان تا به حال هیچ خبری درباره سرنوشت آنها ندارند.
در بخشی از این گزارش عنوان شده هر سه مسیحی آذربایجانی متأهل و بچه‌دار هستند. پسر یوسف فرهادوف معلول و دچار سندروم داون است. خویشاوندان روحانیان آذربایجانی به شدت نگران سرنوشت شوهران، فرزندان و پدران خود هستند.
پیش از این نیز «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» (IGFM) و «آژانس خبری پروتستان‌ها» (idea) که در آلمان فعال هستند در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی این افراد شدند.
همچنین نوکیش مسیحی ایرانی « ناصر نورد گُل تپه» ۴۵ ساله از دیگر بازداشت شدگان این مراسم بوده است که بصورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفت، اما اکنون پس از گذشت نزدیک به یکماه خبری از محل نگهداری و وضعیت سلامت او در دست نیست.
خانواده بازداشت شدگان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان که در باکو ساکن هستند از زمان بازداشت این افراد، قادر نبوده اند که با همسرانشان تماسی داشته باشند.
تاکنون فقط دو بار به یکی از آنان اجازه داده شد که به همسرش در جمهوری آذربایجان زنگ بزند. وی در این تماس تلفنی کوتاه به همسرش گفته است «که ما هر سه نفر سالم هستیم و با هم در یک محل نگهداری می‎شویم.»از سرنوشت و محل نگهداری نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» نیز هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست.
دیگر نوکیش مسیحی «نازیلا حمیدف» شهروند دوتابعیتی ایرانی-آذربایجانی است که از دی‌ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت شد درحال حاضر در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.
این نوکیش مسیحی در حال حاضر در شرایط بلاتکلیفی با قرار موقت بازداشت قرار دارد. نازیلا حمیدف شهروند آذربایجانی-ایرانی از دی‌ماه سال ۹۴ بعد از شرکت در کنفرانس ایران، ترکمنستان-تاجیکستان در تهران بازداشت شده است.

بوکوحرام نخستین‌بار در سال ۲۰۱۴ با ربودن ۲۷۶ دختر دانش‌آموز مسیحی توجه جهانی را به خود جلب کرد(محبت نیوز)



به گزارش «محبت نیوز» طبق گزارش رسانه وابسته به گروه دولت اسلامی، ابو مصعب البرناوی، سخنگوی سابق بوکوحرام جایگزین ابوبکر شیکاو شده است که از سال ۲۰۰۹ رهبری بوکوحرام را به عهده داشت.
برناوی پس از این انتصاب ادعا کرد گروه وی به عنوان «نیرویی که بتوان روی آن حساب کرد» باقی می‌ماند و افزود:« مبارزه با کشورهای غرب آفریقا ادامه خواهد داشت».
وی با اشاره به کشورهای غرب آفریقا گفت: «آنها به شدت به دنبال مسیحی‌کردن جامعه هستند … آنها با بهره‌برداری از شرایط کسانی که به علت جنگ ادامه دار آواره شده‌اند برای آنها غذا و سرپناه فراهم می‌کنند و بعد فرزندانشان را مسیحی می‌کنند.»
البرناوی افزود بوکوحرام با «تله‌های انفجاری و منفجر‌کردن هر کلیسایی که ما بتوانیم به آن دست یابیم» به این تهدید پاسخ می‌دهد.
گروه بوکوحرام که نام آن به معنای «حرام‌بودن آموزش غربی» است، هدف خود را سرنگونی دولت نیجریه اعلام کرده است.
ترور سیاستمداران و رهبران مذهبی هم یکی دیگر از اقدامات روزمره این گروه است. حملات بوکوحرام فقط مختص نیجریه نیست و موج تهدید و ترورهایش را به دیگر کشورهای غرب آفریقا نیز کشانده است.

۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه

درخواست دو سازمان مسیحی از جمهوری اسلامی برای آزادی سه مسیحی زندانی( محبت نیوز)

دو سازمان مسیحی برای آزادی شهروندان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان از زندان اوین به طور رسمی از رئیس‌جمهور ایران درخواست پیگیری پرونده‌ آنان را کردند.


به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه تن از مسیحیان تبعه جمهوری آذربایجان در ایران و انتقال آنها به زندان اوین «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» (IGFM) و «آژانس خبری پروتستان‌ها» (idea) که در آلمان فعال هستند در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی آنها شدند.
کشیش «الدار قربانوف»، «یوسف فرهادوف » و «بهرام نسیبوف الخان اوغلو» عضو جامعه پروتستان «کلمه زندگی» که در شهر باکو، پایتخت آذربایجان فعال است که از یک ماه پیش به اتهام نامعلوم دستگیر و به اوین منتقل شدند.
این دو سازمان، بازداشت‌شدگان یادشده را «زندانی ماه» خواند و تلاش کرده‌اند توجه افکار عمومی را به وضعیت زندانیان عقیدتی و سیاسی و تلاش برای آزادی آنها جلب کنند.
همزمان با این افراد در همان محل کلیسای خانگی تعداد ده تن از نوکیشان مسیحی ایرانی نیز بازداشت شدند که همه آنها به جز یک نفر پس از بازجویی و گرفتن مشخصات فردی آنان آزاد شدند.
آزادی این افراد با این تعهد بوده که در صورت احضار بلافاصله خود را به ماموران اطلاعات سپاه معرفی کنند.
نوکیش مسیحی ایرانی « ناصر نورد گُل تپه» ۴۵ ساله از دیگر بازداشت شدگان می باشد  وی پس از بازداشت از همان ابتدا بصورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفت، که تا کنون پس از گذشت نزدیک به یکماه خبری از محل نگهداری و وضعیت سلامت او در دست نیست.
خانواده بازداشت شدگان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان که در باکو ساکن هستند از زمان بازداشت این افراد، قادر نبوده اند که با همسرانشان تماسی داشته باشند. تاکنون فقط دو بار به یکی از آنان اجازه داده شد که به همسرش در جمهوری آذربایجان زنگ بزند. وی در این تماس تلفنی کوتاه به همسرش گفته است «که ما هر سه نفر سالم هستیم و با هم در یک محل نگهداری می‎شویم.»
از سرنوشت و محل نگهداری نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» نیز هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست. همچنان مشخص نیست که چرا وی را که مانند دیگر ایمانداران مسیحی فقط در آن محل حضور داشته پس از بازجوئی آزاد نکرده اند. برخی شایعات تائید نشده حاکی از آن است که این نوکیش مسیحی هدف اصلی ماموران اطلاعات سپاه از هجوم به کلیسای خانگی مذکور بوده ولی ماموران اتفاقی با ایمانداران اهل باکو برخورد کرده اند. منابع دیگری این گفته ها را رد می‌کنند و می گویند نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» چون سن بیشتری از بقیه داشته به او مشکوک شده اند !
      نازیلا حمیدف
مطابق مقررات بین المللی، اتباع یک دولت خارجی اگر در کشور دیگری بازداشت شوند باید بلافاصله اتهام، محل بازداشت و دلیل بازداشت آنان به کنسولگری کشور مبداء آنها اعلام گردد و حق دسترسی کنسولی به آنها فراهم گردد.
البته دستگیری مسیحیان کشور آذربایجان پیش از این هم سابقه داشته است. «نازیلا حمیدف» شهروند دوتابعیتی ایرانی-آذربایجانی از دی‌ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت شد درحال حاضر در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.
این نوکیش مسیحی در حال حاضر در شرایط بلاتکلیفی با قرار موقت بازداشت قرار دارد. نازیلا حمیدف شهروند آذربایجانی-ایرانی از دی‌ماه سال ۹۴ بعد از شرکت در کنفرانس ایران، ترکمنستان-تاجیکستان در تهران بازداشت شده است.
گفته می‌شود خانم حمیدف در ابتدای بازداشت به مدت یک‌ماه در سلول‌های انفرادی زندان اوین نگهداری و در معرض بدرفتاری قرار گرفته است.
حمیدف بعد از کنفرانس ترکمنستان-تاجیکستان سه ماه قبل از عید نوروز دستگیر شد. کنفرانس در تالار رودکی در تهران بود و او از طرف سفارت ترکمنستان دعوت شده بود.
خانواده نازیلا اصلن اطلاع نداشتند که دستگیر شده و در بیمارستان ها و سردخانه ها به دنبالش می گشتند.
بعد از یکماه انفرادی خانواده موفق به ملاقات شدند. این زندانی مسیحی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت. شدت آسیب‌دیدگی او به حدی بود که چندین بخیه روی سر او زده شد و حتی بینی او در این شکنجه‌ها شکست.

۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

«محبت‌نیوز» مریم نقاش زرگران نوکیش مسیحی زندانی در اوین

نوکیش مسیحی مریم (نسیم) نقاش زرگران از روز سه شنبه پانزدهم تیرماه برای دومین بار در سال جاری اعتصاب غذا کرد. خواسته وی «آزادی بی قید و شرط» عنوان شده بود.



به گزارش «محبت‌نیوز» مریم نقاش زرگران نوکیش مسیحی زندانی در اوین پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا با قول مساعد مسئولین به اعتصاب خود پایان داد.
این زندانی عقیدتی در اعتراض به عدم رسیدگی به درخواست استفاده از «حق آزادی مشروط» دست به اعتصاب غذا زد و با وجود بیماری‌های شدید جسمی و روحی از جمله عارضه قلبی و افسردگی تا روز یکشنبه دهم مرداد آن را ادامه داد.
منابع نزدیک به خانواده این زندانی با اعلام این خبر گزارش دادند که خانواده مریم با او ملاقات داشتند و مریم به آنان گفته با قول مسائل مسئولین زندان اعتصاب خود را شکسته است.
مریم (نسیم) نقاش زرگران از روز سه شنبه پانزدهم تیرماه برای دومین بار در سال جاری اعتصاب غذا کرده بود. خواسته وی «آزادی بی قید و شرط» عنوان شده بود.
مریم  پیش‌تر پس از یازده روز اعتصاب غذا در تاریخ ۱۷ خردادماه به مرخصی اعزام شده بود. وی با این‌که تمامی خواسته‌هایش تحقق نیافته بود با درخواست خانواده و دوستان اعتصاب غذایش را شکست. پس از مدت کوتاهی علی‌رغم عدم تکمیل دوره درمان با توجه به مخالفت دادستانی جهت تمدید مرخصی و تهدید به ضبط وثیقه، مورخ ۷ تیرماه خود را به زندان اوین معرفی کرد.
وخامت حال او سه روز پیش از آنکه به اعتصاب غذای خود را پایان دهد به حدی رسید که او را بار دیگر به بهداری کشاند.
خانم پورنوحی، مادر مریم که پیشتر هم در پیام ویدیویی با شرح مختصری از وضعیت جسمی خودش و دخترش از مسئولان جمهوری اسلامی درخواست کرده بود تا به وضعیت فرزندش رسیدگی کنند هشدار داده بود که «هر لحظه انتظار دارد یک خبر بد برسد و اتفاق ناگواری برای دخترش بی‌افتد».
با این وجود اینکه مسئولان زندان چه زمانی پرونده او را بار دیگر به جریان اندازند مشخص نیست. اعتصاب غذا و فشار رسانه‌ها آخرین امیدهای این زندانی برای رسیدگی به خواسته‌هایش بود. فشار بر او وقتی بیشتر شد که چهار روز اول اعتصاب غذایش را در حمایت از نرگس محمدی، زندانی سیاسی انجام داد.
خانم زرگران از اسفند سال ١٣٨٩ که برای نخستین بار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت تا امروز با نهادهای امنیتی درگیر است و از بازجویی‌های طولانی گرفته تا تهدید و مزاحمت برای اعضای خانواده همه را ظرف این مدت‌ بارها تجربه کرده است.
خانم زرگران پیش‌تر پس از یازده روز اعتصاب غذا در تاریخ ۱۷ خردادماه به مرخصی اعزام شده بود. وی با این‌که تمامی خواسته‌هایش تحقق نیافته بود با درخواست خانواده و دوستان اعتصاب غذایش را شکست. پس از مدت کوتاهی علی‌رغم عدم تکمیل دوره درمان با توجه به مخالفت دادستانی جهت تمدید مرخصی و تهدید به ضبط وثیقه، هفتم خردادماه خود را به زندان اوین معرفی کرد.
قاضی مقیسه، رئیس شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب که شهرت‌اش در صدور سخت‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین احکام برای زندانیان سیاسی و عقیدتی است او را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی به ۴ سال حبس تعزیری محکوم کرد.
این در حالی‌است که چنین اتهامی هرگز به وی تفهیم نشده بود. تشکیل کلیساهای خانگی، تبلیغ علیه نظام هم از دیگر اتهامات پرونده این زندانی است.

جلسه عبادتی کلیسای فیض ملاقات با خدا 2016-07-31